خبرنما
109 بازدید ۱۳۹۷/۰۸/۳۰

گلچین کردن محصلین تیزهوش پرخطر هست/تعداد فراوان دانشجوهای دکتری زمینه ساز ایجاد فساد آموزشی

دکتر احمد پارسیان در اظهار کرد وگو با ایسنا، در توضیح «بستر مناسبی» که باید برای دانشجوهای و دانش آموختگان ریاضی فراهم گردد، اظهار کرد: بعضی گمان می کنند که این بستر مناسب منحصرا مالی است؛ یعنی اگر پول خوبی به این اشخاص داده گردد، شرایط مناسب خواهد گردید. به عقیده من وضعیت اجتماعی و اقتصادی باید مناسب باشد و ساختاری که این اشخاص نابغه در آنان مشغول به کار هستند، باید بدون تنش باشد تا بتوانند با آسودگی خیال کار خود را انجام دهند.

این استاد آمار در ادامه با اشاره به این که پایین بودن سطح علمی دانشگاه ها «مشکلی بنیادین» در کشور است، اضافه کرد: من در سال ۴۸ که وارد دانشگاه گردیدم منحصرا ۱۰ درصد کنکوری ها وارد دانشگاه ها می گردیدند؛ یعنی کسانی که واقعا صلاحیت علمی داشتند به دانشگاه ها راه پیدا می کردند. الان بالای ۸۰ درصد کنکوری ها وارد دانشگاه ها می گردند و بعد هم اعلام می گردد که صندلی های دانشگاه ها تهی است. وقتی حجم های دانشگاه ها را افزایش می دهند، دانشجو  دیگر به علوم پایه راغب نمی توان؛ زیرا اولویت اول خود را پزشکی و بعد مهندسی قرار می دهد و در انتها رشته های علوم پایه را انتخاب می نمود. این در حالی است که در زمان دانشجویی من افرادی وجود داشتند که فیزیک و ریاضی را به عنوان نخستین اولویت برای رشته دانشگاهی خود انتخاب می کردند.

پارسیان با اشاره به تبعات منفی تفکیک محصلین در مدرسه ها طبق سطح علمی آنان، اظهار کرد: نظر من این نیست که فردی که ریاضی بلد است، وارد دانشگاه گردد؛ امکان دارد کسی ریاضی را کم و در حد توانمندی اش بداند، اما توانمندی های دیگری داشته باشد. من این ها را نفی نمی کنم، اما در ارتباط با ریاضی باید بسترسازی ها پایه ای و به صورت عام انجام پذیرد. گلچین کردن محصلین تیزهوش از بقیه پرخطر است.  اگر یک دانش آموز متوسط درکنار دانش آموز به اصطلاح تیزهوش قرار بگیرد، از حضور او بهره می برد. الان این بهره گیری را از محصلین ما گرفته اند. این چه سودی دارد؟ اما اگر یک دانش آموز خوب کنار یک دانش آموز معمولی باشد، دانش آموز معمولی کوشش می نماید که به حد تحصیلی دانش آموز خوب ارتقاء یابد و این موجب رشد محصلین می گردد.

عضو انجمن آمار ایران با بیان این که استعدادیابی با تفکیک محصلین از یکدیگر فرق دارد، اظهار کرد: استعدادیابی با جداکردن بچه ها در دوران مدرسه از یکدیگر تفاوت دارد، به طور مثال بنیاد مریم میرزاخانی استعدادیابی انجام می دهد، پس از کشف استعدادها آنان را ایزوله و از جامعه جدا نمی کند؛ درعین حال که دانش آموز در جامعه حاضر است باید بتواند قدرت هایش را رشد دهد، نه این که فرد را ایزوله کنیم. خب نتیجه چنین کاری بدیهی است.

«مطلوب» بودن وضعیت ریاضیات تا مقطع کارشناسی ارشد

وی علاوه بر این با «مطلوب» شرح کردن وضعیت ریاضیات ایران تا مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه های برتر، اضافه کرد: من به خیلی از دانشجویانی که قصد دارند پس از لیسانس برای ادامه تحصیل از کشور خارج گردند، سفارش می کنم برای دوره کارشناسی ارشد هم در ایران بمانند، چون سواد دانشجوهای ما بالاتر است، اما وقتی دانشجوهای ما وارد حوزه تحقیق و پژوهش می گردند، دچار مشکل هستند؛ البته می دانم که قسمتی از این مشکل به دوره دبیرستان مربوط می گردد و ریشه اش در آموزش و پرورش مشکل دیگری هم که وجود دارد، این است که ارتباطات بین المللی برای آشنایی با دانش روز کم است. مشکل دیگری هم که وجود دارد، این است که ؛ که البته قسمتی از مشکل به مسئله های سیاسی مربوط است و تا وقتی که رفت وآمدها آسان سازی نشود، تبادلات علمی سخت است. به عقیده من ارتباطات به صورت سیستماتیک نیست و اگر ارتباط بین المللی هم وجود داشته باشد فردی است؛ یک اشکالی که من به همکارانم می گیرم، این است که بعضی از استادان ما به تعداد بالای دانش آموختگان دکتری که تحت راهنمایی آنان فارغ التحصیل شده اند، مفتخر هستند؛ این یک مصیبت است. یک اشکالی که من به همکارانم می گیرم، این است که پارسیان تعداد دانشگاه های دولتی در کشور را «نزدیک به ۱۴۱ دانشگاه» عنوان نمود و در مورد تاثیر تعداد بالای دانشگاه های سراسری بر «کاهش کیفیت آموزشی»، اظهار کرد: ما الان نزدیک به ۱۴۱ دانشگاه دولتی داریم، بعضی از استان های ما به دلیل وسعتشان احتیاج به دو دانشگاه دارند و بعضی از استان ها بیشتر از یک دانشگاه را احتیاج ندارند.

تعداد بالای دانشگاه های سراسری از علل کاهش کیفیت آموزشی

بعضی نمایندگان برای این که در آینده از مردم شهرشان برای خود رای جمع کنند، به سراغ وزارت علوم بدبخت ما می آیند و از دفتر گسترش تعلیم عالی مجوز دانشگاه دولتی می گیرند و در شهر خود دانشگاه دولتی احداث می کنند. هنگامی که بودجه تقریبا ثابت می ماند، ولی تعداد دانشگاه ها افزایش داشته، از بودجه دانشگاه هایی مثل دانشگاه تهران، شریف یا بهشتی کم می گردد.

این استاد آمار دنبال کرد: درنتیجه نه دانشگاه تازه ایجاد توان دارد رشد کند و نه دانشگاه های برتر توان دارند پیشرفت دارا باشند، زیرا پول دانشگاه صرف ایجاد دانشگاه سراسری در شهرهایی مثل بجنورد و بروجرد شده است. ما ۱۴۱ دانشگاه احتیاج نداریم، من سر انگشتی حساب می کردم، ۵۰ دانشگاه زیادتر احتیاج نیست.   من نمی گویم که این دانشگاه ها منحل گردند، لکن باید نیروهای متخصص خود را در یک جا جمع کنند. باید همه  دانشگاه های یک استان بر اساس توانمندی های خود  با یکدیگر ادغام گردند؛ از این دانشگاه هایی که تعدادشان به ۵۰ تقلیل پیدا می کند، لزومی ندارد که همه آنان مقطع ها تحصیلات تکمیلی دارا باشند. تعداد محدودی  از دانشگاه ها که توانمندتر هستند، باید در مقطع ها تحصیلات تکمیلی دانشجو پذیرش کنند. دانشجوی دکتری آمار به همکار من پیامک داده آیا توان داری برای من پروپوزال بنویسی و من پولش را بپردازم؟! آیا ما نباید خجالت بکشیم؟ دانشجوی دکتری یعنی این که خودم بتوانم پژوهش کنم، تحت نظارت استاد راهنما تحقیق کنم، رساله ام را بنویسم و از این رساله دفاع نمایم. دو عامل به این شرایط دامن می زند؛ یک عامل، من به عنوان استاد و دیگری وزارت علوم با آیین نامه هایی که می نویسد موجب می گردد که من گمان کنم توان ندارم پیشرفت کنم، پس باید دانشجوی دکتری داشته باشم؛ درنتیجه همه ما باید دانشجوی دکتری دارا باشیم، درحالی که امکان دارد من صلاحیت داشتن دانشجوی دکتری را نداشته باشم، اگر من صلاحیت نداشته باشم چگونه دو مرتبه هم به من دانشجوی دکتری داده می گردد؟!عنوان کرد. دو عامل به این شرایط دامن می زند؛ یک عامل، من به عنوان استاد و دیگری وزارت علوم با آیین نامه هایی که می نویسد موجب می گردد که من گمان کنم توان ندارم پیشرفت کنم، پس باید دانشجوی دکتری داشته باشم؛ درنتیجه همه ما باید دانشجوی دکتری دارا باشیم، درحالی که امکان دارد من صلاحیت داشتن دانشجوی دکتری را نداشته باشم، اگر من صلاحیت نداشته باشم چگونه دو مرتبه هم به من دانشجوی دکتری داده می گردد؟!

پارسیان کیفیت آموزشی درس ها ریاضیات را در بعضی دانشگاه ها «وحشتناک» شرح کرد و کاهش تعداد دانشگاه ها را راهی برای بهبود کیفیت آموزشی در این دانشگاه ها عضو انجمن آمار ایران با بیان اینکه «مهم ترین اقدام دولت در تعلیم عالی توان دارد تجمیع دانشگاه ها باشد»، اظهار کرد: اگر دولت بتواند چنین کاری انجام دهد موفق خواهد بود و اگر نتواند، وضعیت از چیزی که الان است، بدتر خواهد گردید.

با وضعیت موجود اشخاص توانمند در ایران نمی مثل و این بد است. پارسیان در مورد ارتباط دانشجوهای و دانش آموختگان علوم ریاضی با صنعت در ایران و خارج از کشور، اظهار کرد: در سال ۷۱ که نخستین کنفرانس آمار برگزار گردید، یکی از همکاران ما که هندی الاصل است  و از آمریکا آمده بود، از من سؤال کرد که :تا چه میزان با صنعت ارتباط دارید؟: اظهار کردم “هیچی”.

داستان تکراری ارتباط نداشتن دانشگاه ها با صنعت

پارسیان در مورد ارتباط دانشجوهای و دانش آموختگان علوم ریاضی با صنعت در ایران و خارج از کشور، اظهار کرد: در سال ۷۱ که نخستین کنفرانس آمار برگزار گردید، یکی از همکاران ما که هندی الاصل است  و از آمریکا آمده بود، از من سؤال کرد که :تا چه میزان با صنعت ارتباط دارید؟: اظهار کردم “هیچی”. از من سبب این ارتباط نداشتن را سؤال کرد، من اظهار کردم “راهمان نمی دهند”. اظهار کرد ” از من سبب این ارتباط نداشتن را سؤال کرد، من اظهار کردم “راهمان نمی دهند”. اگر از در رفتیم بیرونمان کردند دو مرتبه از پنجره وارد می شدیم”. اظهار کرد “فکر نکن که در آمریکا هم ما را از ابتدا راه دادند. اگر از در رفتیم بیرونمان کردند دو مرتبه از پنجره وارد می شدیم”. ما نیز به سفارش این استاد آمار به فولاد مبارکه رفتیم و با مسئولین فولاد مبارکه گفت وگو کردیم، تیمی تشکیل شده از چهار استاد دانشگاه بودیم و هرکدام از ما یک یا دو دانشجوی کارشناسی یا کارشناسی ارشد داشتیم و پروژه ای را گرفتیم و یک سال و اندی بر روی آن کار کردیم؛ این کار موفق بود و هدفمان هم این بود که آن چنان پولی دریافت نکنیم تا صنعت راغب گردد که با ما مشارکت کند. خودشان از ما دعوت نمودند و از کارمان هم استقبال گردید. قرار گردید به ما اطلاعات کارخانه برای تجزیه و آنالیز داده گردد. آنان از دادن “داده” به مدیرعامل کارخانه اظهار کردیم که ارتباط یک متخصص آمار با داده های آماری یک کارخانه مثل ارتباط پزشک با مریض است، اگر مریض تمام مشکلاتش را به پزشک نگوید و گمان کند اطلاعاتش امکان دارد، افشا گردد، در این صورت پزشک توان ندارد درمان اش کند؛ به مدیرعامل آن کارخانه اظهار کردیم که نگاه ما به اطلاعات شما از این جنس است. شما دلواپس افشای اطلاعات کارخانه تان نباشید، این اطلاعات نزد ما امانت است. خب اگر به متخصص آمار اطلاعات داده نشود، چگونه توان دارد تجزیه و آنالیز کند؟! این ها معضلات وجود نداشتن فهم متقابل است. صنعت ما مریض است؛ صنعتی نیست که در جهت رشد باشد. الان کره جنوبی “هیوندا” و “سامسونگ” اگر در جهت رشد بود، ایران باید مثل کره جنوبی می گردید.

کارشناسان کره جنوبی پیشتر در کارخانه ایران ناسیونال دوره می نگاه کردند. سبب وجود این ارتباط هم  حضور زنده یاد “بادامچی زاده”

این استاد آمار در مورد ارتباط دانشگاه های ایرانی با صنعت، خاطر نشان کرد: تنها دانشگاهی که سراغ دارم دانشکده علوم ریاضی آن با صنعت ارتباط داشته است، دانشگاه تبریز بود.

پارسیان، یکی از عاملان نبود ارتباط مناسب میان ریاضیدانان و صنعت های را تفاوت «نامتعارف» میان دستمزد شغل ها متفاوت و ریاضیدان ها سبب وجود این ارتباط هم  حضور زنده یاد “بادامچی زاده” بود که توانست ارتباطاتی را با صنعت به وجود آورد؛ البته روابطی هم وجود داشت که این ایجاد ارتباط را تسریع کرده بود؛ اما به صورت کلی من سراغ ندارم که دانشکده های علوم ریاضی دانشگاه ها در ایران با صنعت ارتباط مستمر و تنگاتنگ دارا باشند. عضو انجمن ریاضی ایران در جواب به سوالی در مورد نقش وزارت علوم در ایجاد  همکاری دانشگاه ها با صنعت، اظهار کرد: با این ساختاری که وجود دارد، من با مداخله وزارت علوم در اجبار دانشکده های ریاضی به ارتباط با صنعت خوش بین نیستم. دانست و اضافه کرد: به صورت مثال همکار جوان من که وارد دانشگاه می گردد، حدود ۲۳ سال درس خوانده است؛ تقریبا همین شرایط را یک پزشک عمومی هم دارد که البته امکان دارد به اندازه یک دکتری ریاضیات بدبختی نکشیده باشد.  این پزشک عمومی اگر وارد بازار کار می گردد، دست کم ماهی ۳۰ میلیون درآمد دارد، اما این همکار تازه وارد من در ماه چهار میلیون تومان هم درآمد ندارد. منظور من این نیست که  نباید میان دستمزدهای شغل ها مختلف تفاوت باشد، شما اگر در کشورهای غربی هم نگاه کنید، کسی که پزشک متخصص است، امکان دارد در سال ۳۰۰ هزار دلار حقوق بگیرد، اما همکار من هم که تازه قصد دارد تعلیم در دانشگاه را شروع کند، دست کم سالی ۱۲۰ هزار دلار در آمریکا درآمد دارد. تفاوت سه تساوی کجا و هشت تساوی کجا! من مخالف درآمد بالای پزشکان نیستم.

پزشکان امکان دارد دشواری هایی کشیده باشند که من آن دشواری ها را نکشیده ام، اما مفهومش این نیست که کسی که ریاضی یا فیزیک خوانده، این طور مستاصل باشد. وقتی دانش آموخته ریاضیات مستاصل باشد، نتیجه اش همین می گردد که نمی تواند به ایجاد نوآوری در صنعت هم فکر کند، دغدغه اش منحصرا تامین زندگی اش می باشد.

پارسیان در جواب به سوالی در مورد گنجاندن سرفصل های مربوط با ارتباط دانشجوهای ریاضی و صنعت، اظهار کرد: من متاسفانه صنعت را نمی شناسم، این استاد آمار در ادامه با قیاس ای میان وضعیت اقتصادی و معیشتی اکثریت استادان ریاضی در گذشته و حال، اظهار کرد: من سال ۴۸ دانشجوی ریاضی بودم و اصلا مشکلاتی را که یک دانشجوی شهرستانی در حال حاضر دارد، نداشتم. زیادی از استادان من در فصل تابستان سه ماه مسافرت خارج از کشور می رفتند، اما الان یک همکار جوان و دانشگاهی مرا نمایش دهید که بتواند برای تفریح به خارج از کشور مسافرت کند، کاری به دلار ۸ تومن و ۱۰ تومن فعلی هم ندارم، چون که در سال ۹۲ یا ۹۳ هم نمی توانست سفرهای تفریحی بیگانه داشته باشد. صنعت باید اعلام نماید که چه نیازهایی دارد، در حال حاضر صنعت های به رشته های مهندسی هم اعلام احتیاج نمی کند، چه برسد به علوم پایه.

باید میان دانشگاه و صنعت تعامل وجود داشته باشد. اگر کسی از ریاضی وارد صنعت می گردد، صنعت به وی تعلیم می دهد که من از تو با توجه به قدرت هایت چه می خواهم، لازم نیست که قطعا از ابتدا آنچه را که صنعت قصد دارد ما در دانشگاه به دانشجوها تعلیم دهیم، ما پایه را به وجود می آوریم، وقتی پایه به وجود آمد، او قدرت هایی را دارد که به آنچه که به آن در صنعت احتیاج دارد، برسد. عضو انجمن آمار ایران با تشریح ریاضیات کاربردی به عنوان راه حل عددی مسائل حل نشده تئوری ریاضی، در مورد برنامه درسی این رشته تحصیلی اظهار کرد: وقتی مسئله ای به صورت تئوری حل نمی توان، ولی به صورت عددی حل می گردد، این ریاضیات کاربردی است و اگر من این روش را یاد گرفتم، صنعت توان دارد از آن استفاده نماید. لزومی ندارد عین مسئله ای را که صنعت احتیاج دارد، در مسائل درسی مان بگنجانیم؛ خیلی از دانشجوهای ما وارد مرکز آمار ایران یا بخش آماری بانک مرکزی می گردند، آیا نیازهایی را که آنان دارند به دانشجو یاد دادیم یا پایه ای ترین مباحثی که باید یاد می گرفت، به وی آموختیم؟! دانشجو وارد بازار کار می گردد و می آموزد چه کار باید بکند.

این استاد آمار با اشاره به کاربرد مدلسازی ریاضی در حل بحران های اقتصادی، ما اگر در دانشگاه دانشجو را توانمند تربیت کنیم، همین کفایت می کند. آن چه که در برنامه ریاضیات و کاربردها وجود دارد، متناسب با این دیدگاه است؛ به طور مثال در مقطع کارشناسی ارشد گرایش های راز و کد و سامانه های دینامیکی ایجاد شده که در صنعت های زیادی مثل صنعت های نظامی می تواند کاربرد داشته باشد؛ ما که در دانشگاه به دانشجو ساخت صنعت های دفاعی یاد نمی دهیم، ما به دانشجو راز و کد و سامانه های دینامیکی را یاد می دهیم و او وارد صنعت می گردد و می آموزد چگونه باید از راز و کد و یا سامانه های دینامیکی در ساخت صنعت های دفاعی استفاده نماید… ، اضافه کرد: البته در سطح لیسانس من از دانشجوی  ۱۸ ساله انتظار مدل سازی ریاضی ندارم، اما از کسی که در مقطع کارشناسی ارشد تحصیل می کند، این انتظار را دارم.

خانه ریاضیات بدون حمایت کننده مالی

عضو بازنشسته هیات علمی دانشگاه تهران اظهار کرد: افرادی متمایل هستند کارهایی را در جهت بهبود شرایط ریاضیات در ایران انجام دهند؛ پایه این کارها در سال ۲۰۰۰، “سال جهانی ریاضیات”، پس بعضی رشته های ما لزوما در کارشناسی شکل نمی گیرند و در مقطع ها بالاتر ایجاد می گردند، به طور مثال گرایش ریاضیات مالی که رشته بسیار پرطرفداری است و در  زمینه بورس، بانک ها، بیمه و . بنیان خانه های ریاضیات در سال ۲۰۰۰ گذاشته گردید و شاید با اهمیت ترین عامل ایجاد این خانه ها دکتر “رجالی” کاربرد دارد. عضو بازنشسته هیات علمی دانشگاه تهران اظهار کرد: افرادی متمایل هستند کارهایی را در جهت بهبود شرایط ریاضیات در ایران انجام دهند؛ پایه این کارها در سال ۲۰۰۰، “سال جهانی ریاضیات”، گذاشته گردید. ۷ بنیان خانه های ریاضیات در سال ۲۰۰۰ گذاشته گردید و شاید با اهمیت ترین عامل ایجاد این خانه ها دکتر “رجالی” بود، نخستین خانه ریاضیات در اصفهان ایجاد گردید و به تدریج رشد کرد و ایجاد این خانه ها در استان های دیگر هم انجام گردید، نگاه کنید الان خانه ریاضیات تهران سوت وکور است. من و همکارانم در سال بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون تومان بودجه می خواهیم که بتوانیم فعالیت نماییم. ۷ سال هم است که داریم کوشش می نماییم و در این ۷ سال یک ریال هم به عنوان مسئول یا عضو شورای علمی – اجرایی خانه ریاضیات تهران پول نگرفته ایم. اگر در خانه ریاضیات وقت می گذاریم به علت علاقه شخصی است. این ۲۰۰ میلیون تومان پول کلانی برای شهرداری نیست. ما در این جا دوره های بازی و ریاضی برای بچه ها داشتیم، معلمان را تعلیم می دادیم. خود من ۴۰ ساعت به همکاران دبیر ریاضی در این جا آمار و احتمال درس دادم. وقتی من چنین افرادی را سراغ دارم و از آن ها می توانیم استفاده کنیم، آیا نباید نهادی باشد که از خانه های ریاضیات در کشور پشتیبانی کند؟!

این استاد آمار در ادامه با تاکید بر اهمیت وزارتخانه های “آموزش و پرورش” و “علوم” استاد نصیری، استاد هندسه که من مدیونش هم هستم و طبق معمول برای هر ساعت تعلیم ۱۵۰ هزارتومن توان دارد پول بگیرد، ۲۴ جلسه سه ساعته در خانه ریاضیات تهران به صورت رایگان به معلمان هندسه درس داد.

این قابل تقدیر است که این استاد ریاضی بدون هیچ چشم داشتی بگوید من برای ۴۰  نفر معلم هندسه تعلیم می کنم و اگر این معلمان به صورت صحیح در مدرسه ها هندسه تعلیم کنند، از مبلغ ۲۴ جلسه سه ساعته ای که قرار است بیرون از اینجا تعلیم کنم، ارزشمندتر است. وقتی من چنین افرادی را سراغ دارم و از آن ها می توانیم استفاده کنیم،این استاد آمار در ادامه با تاکید بر اهمیت وزارتخانه های “آموزش و پرورش” و “علوم” رشد و تعالی هر کشور را منسوب به رشد کیفی نهادهایی چون وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم دانست. وی با اشاره به تعداد بالای فارغ التحصیلان مقطع دکتری رشته آمار و ریاضی، اظهار کرد: سال ۹۳ در رشته آمار ۶۳ دانشجوی دکتری، در سال ۹۴ حدود ۷۰ نفر و در سال ۹۵ حدود ۷۴ دانشجوی آمار وارد مقطع دکتری شده اند. اگر دوره دکتری را چهارساله موردنظر دارا باشیم، در سال ۹۹ ما دست کم ۲۰۰ دانش آموخته دکترای آمار منحصرا از پذیرش این سه سال در جامعه داریم. الان گروه های ریاضی و آمار در حال بسته شدن هستند، خوب این ۲۰۰ نفر قصد دارند چه کنند؟

دلیل «شکست» برنامه درسی سال ۸۹ ریاضیات از زبان رییس کمیته ریاضی شورای  برنامه ریزی

از این ۲۰۰ نفر برای ۱۰ نفر هم در دانشگاه ها کرسی هیات علمی وجود ندارد. این وضعیت برای فارغ التحصیلان ریاضیات بدتر است. الان گروه های ریاضی و آمار در حال بسته شدن هستند، خوب این ۲۰۰ نفر قصد دارند چه کنند؟رییس کمیته تخصصی علوم ریاضی دفتر برنامه ریزی تعلیم عالی در مورد برنامه درسی ریاضی که در سال ۸۹ تصویب گردید، اظهار کرد:  به نظر من برنامه سال ۸۹ بسیار برنامه خوبی بود، اما به عللی شکست خورد. اواخر سال ۵۸ با واقع شدن انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه ها برنامه ریزی برای رشته های متفاوت شروع گردید؛ در آن جلساتی که برای برنامه ریزی درسی تشکیل می گردید، گفته گردید که دانشجو باید ۱۸۰ واحد اخذ کند تا بتواند فارغ التحصیل گردد. نگاه من این بود که اگر دانشجو ۱۲۷ واحد بگذراند، کفایت می کند. از آن جایی که از ما خواسته بودند، برنامه بنویسیم، طرحی ۱۲۷ واحدی درج کردیم. وقتی دو مرتبه به آن جا رفتم، با برنامه درسی ۱۸۰ واحدی رو به رو گردیدم. بحث هایی به وجود آمد و در نهایت با ۱۶۴ واحد برنامه بسته گردید. از او پرسیدم چگونه برنامه ام مصوب گردید؟ وی اظهار کرد “هر درس سه واحدی را چهار واحدی کردیم و مسئله تمام شد”. من جزء کسانی بودم که قهر کردم و اظهار کردم دیگر نمی آیم. دکتر بهبودیان سه ماه بعد در راهرو من را دید و اظهار کرد برنامه تو را مصوب کردیم. این چهار درس سه واحدی مبدل به درس های چهار واحدی گردیدند، نتیجه چه گردید؟ عادت کردیم که این درس ها چهار واحدی باشند؛ یعنی در هفته دو جلسه دو ساعته کلاس دارا باشیم و چون هر جلسه دو ساعت را هم دانشجو توان ندارد تحمل کند، سر یک ساعت و بیست دقیقه اظهار می کرد “آقا خسته نباشید” از او پرسیدم چگونه برنامه ام مصوب گردید؟ وی اظهار کرد “هر درس سه واحدی را چهار واحدی کردیم و مسئله تمام شد”. نخستین پایه فساد در برنامه ریاضی از این جا گذاشته گردید که درس های سه واحدی را چهار واحدی کردند.

ما در شیراز درس می خواندیم، چهار درس ریاضی عمومی داشتیم که مجموعا ۱۲ واحد بود و هفته ای هم سه جلسه یک ساعته سر کلاس می رفتیم. این چهار درس سه واحدی مبدل به درس های چهار واحدی گردیدند، نتیجه چه گردید؟ عادت کردیم که این درس ها چهار واحدی باشند؛ یعنی در هفته دو جلسه دو ساعته کلاس دارا باشیم و چون هر جلسه دو ساعت را هم دانشجو توان ندارد تحمل کند، سر یک ساعت و بیست دقیقه اظهار می کرد “آقا خسته نباشید” و وادار گردیدیم کلاس را تعطیل کنیم. آنقدر وزارت علوم در مورد این برنامه ناشیانه عمل کرده بود که شما اگر برنامه سال ۸۹ را رویت کنید، خواهید دید که در آن نوشته شده این برنامه در پنج دانشگاه به صورت آزمایشی اجرا گردد، بخش دیگری از مخالفت ها در مورد این بود که به چه سبب در برنامه ریزی با دانشگاهیان مشورت نشده است، این در حالی اسن که سمیناری در این راستا با حدود ۱۲۰ نفر از استادان علوم ریاضی (آمار، ریاضی و علوم کامپیوتر) در دانشگاه شریف برگزار گردید و درحالی که در برنامه هم نوشته شده بود که باید در پنج دانشگاه به صورت آزمایشی اجرا گردد، اما در نهایت به دلیل این که سازمان سنجش اظهار می کرد نمی توان سه رشته ریاضی (در پنج دانشگاه رشته “ریاضیات و کاربردها” و در بقیه دانشگاه ها “ریاضی محض” و “ریاضی کاربردی”) همکاران من به علت این ماجرا با من دعوا دارند و بیان می کنند تو تهمت می زنی! والله که تهمتی نمی زنم. این استاد آمار دنبال کرد: برنامه سال ۸۹ سه واحدی تنظیم شده بود، مخالفت عمده همکاران ریاضی در مورد برنامه درسی سه واحدی در این بود که چون پیشتر با دو درس ساعات کاری شان پر می گردید، اما با سه واحدی شدن باید سه درس تعلیم می کردند، درواقع استادان ما مثل بازاری ها چرتکه می انداختند. در حالی که وزارت علوم طی ابلاغ آیین نامه ای به معاونین آموزشی دانشگاه ها در تاریخ ۳۱ تیرماه ۹۴ تحت عنوان “چارچوب تدوین و بازبینی درسی” آسیبی که برنامه سال ۸۹ دید، از این ناحیه بود. اما متاسفانه در خود وزارت علوم خلاف آن انجام می گردد، چون سیاستی در پی آن وجود دارد و آنقدر وزارت علوم در مورد این برنامه ناشیانه عمل کرده بود که شما اگر برنامه سال ۸۹ را رویت کنید، خواهید دید که در آن نوشته شده این برنامه در پنج دانشگاه به صورت آزمایشی اجرا گردد، بخش دیگری از مخالفت ها در مورد این بود که به چه سبب در برنامه ریزی با دانشگاهیان مشورت نشده است، این در حالی اسن که سمیناری در این راستا با حدود ۱۲۰ نفر از استادان علوم ریاضی (آمار، ریاضی و علوم کامپیوتر) در دانشگاه شریف برگزار گردید و درحالی که در برنامه هم نوشته شده بود که باید در پنج دانشگاه به صورت آزمایشی اجرا گردد، اما در نهایت به دلیل این که سازمان سنجش اظهار می کرد نمی توان سه رشته ریاضی (در پنج دانشگاه رشته “ریاضیات و کاربردها” و در بقیه دانشگاه ها “ریاضی محض” و “ریاضی کاربردی”) وجود داشته باشد، وزارت علوم اعلام نمود که برنامه جدید برای همه دانشگاه ها مصوب گردد. پس از روی کار آمدن دولت آقای روحانی مجوزهایی به دانشگاه های برتر داده گردید که بعضی از گروه های علوم ریاضی این دانشگاه ها در بازبینی های خود دو مرتبه درس ها سه واحدی را به درس ها چهار واحدی عوض کردند. در حالی که وزارت علوم طی ابلاغ آیین نامه ای به معاونین آموزشی دانشگاه ها در تاریخ ۳۱ تیرماه ۹۴ تحت عنوان “چارچوب تدوین و بازبینی درسی”تاکید بر سه واحدی بودن درس ها دارد. اما متاسفانه در خود وزارت علوم خلاف آن انجام می گردد، چون سیاستی در پی آن وجود دارد و ما هرچه در تعلیم می کشیم، از همین سیاست بی سیاستی است.

یک فسادی در رشته ما در سال ۶۲ ایجاد شده و این نهادینه شده است. من رشدکرده این سامانه نیستم، من پیشتر این درس ها را به صورت سه واحدی قرائت کردم و هرجا هم که رفتم و ادامه تحصیل دادم، این درس ها سه واحدی بود و واقعا هم بچه ها تحمل کلاس های طولانی برای درس ها چهار واحدی را ندارند.  عضو انجمن ریاضی ایران با اشاره به کیفیت «عالی» برنامه سال ۸۹ با انتقاد از بعضی ایرادها به تغییر درس ها چهار واحدی به سه واحدی، اظهار کرد: بعضی استادان هیچ کدام بخش های خوب این برنامه را نخواندند و منحصرا ایرادشان این بود که به چه سبب دروسی که پیشتر چهار واحدی بوده، سه واحدی شده است؛ درحالی که یک خصوصیت مثبت برنامه ۸۹ این بود که به دانشجو اذن می داد ۳۵ واحد اختیاری داشته باشد. فرض کنید دانشجویی از روی ناچاری رشته ریاضی یا آمار را انتخاب نموده باشد، برنامه سال ۸۹ این اذن را به دانشجو می داد که ۳۵ واحد را از رشته هایی مثل اقتصاد یا روانشناسی یا صنعت های واحد بردارد و بر این اساس دانشجو می توانست رشته اش را در کارشناسی ارشد تغییر دهد و به سمت علاقه اش برود.  ضرورتا همه ریاضی را از روی علاقه انتخاب نمی کنند و بعضی هم از روی ناچاری وارد این رشته شده اند؛ اگر از روی ناچاری آمده اند، اذن دهیم یک دانش دیگر در کنار ریاضی کسب نماید… برنامه سال ۸۹ چنین پتانسیلی را داشت و به علت سه واحدی بودن درس ها به زمین زده گردید. خوب من الان در جایگاه بدی قرار گرفته ام؟ به چه سبب از ۱۳۲ واحد درسی هر ۱۱۰ واحد آن را می خواهیم ریاضی به دانشجو تعلیم کنیم؟!

الان واحدهای اختیاری در بعضی دانشگاه ها سه یا ۶ واحد شده است و دانشجو وادار است مدام ریاضیات بخواند. ما در دانشگاه شیراز پیش از انقلاب از ۱۲۷ واحد درسی منحصرا ۶۰ واحد تخصصی داشتیم و به ما اظهار می کردند بقیه این واحدها را اگر دوست دارید، درس های رشته هایی مثل شیمی، فیزیک، داستان نویسی، موسیقی، اقتصاد، منطق، تاریخ، . و یا ریاضی را بگذرانید. خوب من الان در جایگاه بدی قرار گرفته ام؟ به چه سبب از ۱۳۲ واحد درسی هر ۱۱۰ واحد آن را می خواهیم ریاضی به دانشجو تعلیم کنیم؟!پارسیان در جواب به پیشنهاد بعضی استادان برای گنجاندن واحدهای اجباری کار با نرم افزارهای تخصصی ریاضی، اظهار کرد: دانشجوهای کار با اپلیکیشن را در کنار دروسشان یاد می گیرند. اگر به دانشجو اجازه ندهند که واحدهای اختیاری زیادتر را اخذ کند، خب چگونه این موضوعات را بیاموزد؟ درحالی که با برنامه ۸۹ به دانشجو اذن می دادند در دانشکده حتی اگر دانشجو “کهاد” به طور مثال در برنامه تازه ای که برای رشته آمار تدوین شده، گویا دانشجوهای زیادتر از ۶ واحد توان ندارند درس ها اختیاری اخذ کنند.

این استاد آمار در جواب به سوالی در مورد ناهماهنگی های موجود در بعضی دانشگاه ها برای عرضه درس ها “کهاد” به دانشجوهای، اظهار کرد: در برنامه سال ۸۹ عنوان شده که دانشکده باید بستر عرضه درس ها “کهاد” من به دانشجوهای می گویم که اگر می خواهید در رشته تحصیلی تان سرآمد شوید، قطعا برنامه نویسی پایه خود را هم یاد بگیرید و درس های هوش مصنوعی، پایگاه داده و machine learning (یادگیری ماشین) را که از درس های رشته علوم کامپیوتر است را بیاموزید. این درس ها علوم کامپیوتر  در عصر حاضر با درس ها آمار عجین هستند.

تعداد فراوان دانشجوهای دکتری «زمینه ساز ایجاد فساد آموزشی» در دانشگاه

پارسیان با اشاره به این که داشتن دانشجوی دکتری درآمد خوبی برای استادان بهمراه دارد، اگر به دانشجو اجازه ندهند که واحدهای اختیاری زیادتر را اخذ کند، خب چگونه این موضوعات را بیاموزد؟ درحالی که با برنامه ۸۹ به دانشجو اذن می دادند در دانشکده حتی اگر دانشجو “کهاد” نداشته باشد، درس های رشته های دیگر دانشکده خود را بتواند به عنوان درس ها اختیاری بگیرد. ، اظهار کرد: در برنامه سال ۸۹ عنوان شده که دانشکده باید بستر عرضه درس ها “کهاد” را فراهم کند؛ یعنی برای دانشجو برنامه ریزی می گردد که هم درس های رشته خود را بگذراند و هم دروسی که در یک دانشکده دیگر قصد دارد. دلیل وجود این ناهماهنگی ها  این است که عناد ناخواسته ای با آن برنامه وجود دارد، وقتی قصد دارند طرحی شکست بخورد طبیعی است که کاری در زمینه هدفشان انجام دهند.

این استاد آمار با اشاره به این که استادان مخالفت هایی با امتحان نیمه معطوف دکتری داشتند، اظهار کرد: اگر حمل بر خودستایی نباشد، ما در دانشگاه شیراز دوره دکتری آمار را خودمان نوگشایی کردیم و نخستین و دومین دانشجوی دکتری آمار از دانشگاه شیراز تحت راهنمایی من فارغ التحصیل گردیدند. من در طول ۳۷ سال خدمتم، تنها چهار دانشجوی دکتری فارغ التحصیل کردم، درصورتی که می توانستم از سال ۷۳ به بعد به تناوب هردو سال یک بار دو دانشجوی دکتری فارغ التحصیل کنم و درآمد خوبی هم داشته باشم، چون الان داشتن هر دانشجوی دکتری نزدیک به ۲۰ میلیون درآمد برای استاد بهمراه دارد. وزارت علوم مسئول قسمتی از نابسامانی ها در این راستا است، چون بنابر آیین نامه های بالا بردن این وزارتخانه اگر یک عضو هیات علمی سه دانشجوی دکتری نداشته باشد، توان ندارد به درجه استادی بالا بردن یابد. بیان کرد: به خدا قسم همکاران ما با امتحان نیمه معطوف دکتری مخالف بودند؛ قسمتی از امتحانات کارشناسی ارشد و دکتری در سازمان سنجش برعهده من است.

پیشنهاداتی برای «بهبود کیفیت آموزشی» دانشگاه ها

به همکارانم خیلی آسان اظهار کردم که شما دو سال دانشجو نگیرید، اگر دو سال دانشجوی دکتری نگیرید، امتحان نیمه معطوف دکتری برداشته می گردد. در جواب به من اظهار کردند که اگر ما دانشجوی دکتری نگیریم، استاد دیگری می گیرد. دانشجوی دکتری الان به منزله یک چک دوپای ۲۰ میلیونی است و این چک دوپای ۲۰ میلیونی به عقیده من فساد ایجاد می کند. پارسیان هم چنین در مورد پیشنهاداتی که در گذشته برای بهبود وضعیت آموزشی به وزارت علوم داده است، اظهار کرد: من سال ۹۱ نزد دکتر نادری منش، معاون آموزشی سابق وزارت علوم رفتم و به وی اظهار کردم در دانشگاه ها فساد آموزشی بیداد می کند، اقدامی انجام دهید. پیشنهاد من این بود که اگر استاد دانشگاه حقش این است که ماهی ۱۰ میلیون به وی حقوق بدهید، این کار را بکنید؛ به استادان اعلام گردد که وظیفه آنان، این است که یک درس در دوره کارشناسی و یک درس در کارشناسی ارشد عرضه کنند. اگر توانمند بودند و صلاحیت داشتند در دوره دکتری هم توان دارند فعال باشند و تعلیم کنند، بابت این که کارشناسی ارشد انتهاء نامه می گیرند حق پول گرفتن ندارند، چون همان گونه که می دانید در دوره کارشناسی ارشد هر دانشجویی که با استادی انتهاء نامه را بر می دارد، به استاد چهار واحد و نیم حق التدریس داده می گردد. دانشجوی دکتری وقتی تزی را با استادی می نویسد، ۱۸ واحد حق التدریس به استاد داده می گردد. از دکتر نادری منش خواستم که به استادان ابلاغ گردد بابت نوشتن تز با دانشجو هم پولی را دریافت نمی کند و استاد از اشتغال به صورت حق التدریس در دانشگاه های دیگر منع گردد.

سازوکار تدوین برنامه درسی گروه علوم ریاضی در وزارت علوم

اگر استادی هم قصد دارد جایی تعلیم کند، توان ندارد حق التدریس بگیرد. خب استاد هم چنین کاری نمی کند و وقت و انرژی اش را برای کار در دانشگاه خودش می گذارد و دانشگاه آزاد هم به جای بکارگیری استادان حق التدریس که در یک دانشگاه دیگر مشغول به کار هستند، ۱۰ دانش آموخته جوان استخدام می کند. دکتر نادری منش اظهار کرد همه این گفت وگو ها درست است، اما اگر حقوق شما را اضافه کنیم، کارمندان شغل ها دیگر هم قصد دارند حقوق شان افزایش یابد و چنین چیزی نمی توان. وی در ادامه در مورد شیوه تدوین برنامه های درسی رشته های آمار و ریاضیات و کاربردها، اظهار کرد: کمیته  ما که در سال ۸۴ شکل گرفت، برنامه ریزی هایی را که انجام می داد به کمیته برنامه ریزی وزارت علوم که تشکیل شده از ۱۲ متخصص علوم ریاضی از طیف های متفاوت بود، جابه جایی می داد. من در بخش آمار این کمیته با ۵۰ نفر از استادان آمار وارد مذاکره گردیدم که البته هنوز هم فهرست نام های آنان را دارم و بعضی از استادانی که انتقاد می کنند از افرادی بودند که خودشان در تدوین این برنامه دخیل بودند. در رشته های ریاضی و علوم کامپیوتر هم این مشورت ها صورت می گرفت. در حال حاضر هم که من مسئول کمیته برنامه ریزی علوم ریاضی هستم، این مشورت ها انجام می گیرد. من منحصرا یک هماهنگ کننده هستم و برای برنامه ریزی در گرایش های متفاوت یک نفر متخصص آن حوزه را خارج از کمیته و یا از داخل کمیته برطبق مورد کاندیدا می کنیم و از او می خواهیم که کمیته ای را تشکیل دهد که به اصطلاح به آن زیر کمیته گفته می گردد.

پس از تشکیل آن زیر کمیته اعضای زیر کمیته جلساتشان را برگزار و برنامه ریزی می کنند و برنامه پایانی خود را به ما عرضه می دهند. ما برنامه پایانی را در کمیته برنامه ریزی وزارت علوم عرضه می دهیم و به این کمیته یک ماه مجال داده می گردد تا برنامه را ارزیابی و نظراتشان را اعلام کنند. پس از آن پیشنهادات را به زیرکمیته ارجاع می دهیم و نظرات آنان را می خواهیم، یا اعضای زیر کمیته من مسئول را مجاب می کنند که نظرات اشتباه است یا برنامه را اصلاح می کنند، پس از آن ما در کمیته برنامه ریزی وزارت علوم برنامه را مصوب می کنیم؛ این روند کار ما در کمیته برنامه ریزی وزارت علوم است. پارسیان اضافه کرد: به صورت مثال هنگامی که قرار است گرایش راز و کد ایجاد گردد، ما مسیولیت ایجاد این گرایش را به دکتر دانشگر می سپاریم که از متخصص ها خیلی خوب این رشته هستند و یا برای گرایش گراف و ترکیبیات مسیولیت کمیته برنامه ریزی این گرایش را به دکتر عمومی سپردیم. چون که من و همکاران عضو کمیته توان نداریم برنامه همه رشته ها را بنویسیم. آنچه کمیته در ابتدا برای آن کوشش می نماید، تدوین چارچوب برنامه ها است. اما این که همه  درس های یک رشته را بنویسیم ممکن نیست.

کاری که ما انجام می دهیم، این نیست.

آن زیر کمیته هم امکان دارد برای نوشتن درس ها از افرادی خارج از کمیته هم مشورت بگیرد و این راهش است. پس از این که مشورت ها گرفته گردید و برنامه پایانی آماده گردید، خود من نیز برنامه را برای دو سه نفر متخصص دیگر هم ارسال خواهم کرد و از آنان می خواهم نظرشان را بگویند. عضو هیات علمی بازنشسته دانشگاه تهران با اشاره به این که ساختار فکری کسی که قصد دارد برنامه ریزی کند، باید  گستره عظیمی داشته باشد، اضافه کرد: مسئول کمیته برنامه ریزی باید در مورد این تحقیق نماید که دیگران در این حوزه چه برنامه ریزی هایی کرده اند و در کشورهای دیگر چگونه برنامه ریزی می گردد. این استاد آمار درباره برنامه ریزی های صورت گرفته برای واحدهای درسی مقطع کارشناسی ارشد اظهار کرد: من خیلی از سایت های دانشگاه های کشورهای مدرن را چک کردم، در زیادتر این دانشگاه ها گفته شده که اگر دانشجو قصد دارد مدرک کارشناسی ارشد خود را بگیرد، باید تعداد هشت تا یازده درس را بگذراند، من می گویم دست کم که هشت درس است را موردنظر دارا باشیم، اگر می خواهید هشت درس را چهار واحدی یا سه واحدی بگیرید در طرحی که در طول سال های ۶۴ تا ۸۸  اجرا می گردید، ۶ درس چهار واحدی وجود داشت؛ اما برنامه فعلی هفت درس سه واحدی است، آن برنامه قدیمی ۳۲ واحد برنامه است و برنامه فعلی ۲۱ واحد درسی؛ اما این هفت درس درس ها متنوع هستند. بعضی استادان مدعی هستند که اگر ما چهار واحدی درس می دادیم، تعلیم مان عمیق تر بود و دانشجوهای مطالب را عمقی فرامی گرفتند.

واگذاری اختیارات به دانشگاه منوط بر بهره مندی مسئولان دانشگاه ها از هنر برنامه ریزی

عضو انجمن ریاضی ایران در مورد «برخی مجوزها که دولت روحانی به دانشگاه های برتر داده است»، اظهار کرد: پس از روی کار آمدن دولت روحانی، وزارتخانه علوم به بعضی دانشگاه ها مجوز داد تا برنامه خودشان را دارا باشند؛ من صحبتم این است که یا باید به همه مجوز داده گردد و یا به هیچکس نباید این مجوز داده گردد؛ یا کنکور هم باید برداشته گردد یا اگر کنکور است، برنامه های درسی باید یکسان باشند، چون که در این میان با توجه به مجوزها ممکن است دانشگاهی برنامه اش را عوض کرده باشد، حال دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد که در این دانشگاه درس خوانده است و طبق همان مجوز بعضی موضوعات درسی وزارت علوم در دانشگاه وی تعلیم نشده، چگونه توان دارد در کنکور دکتری که مبتنی بر برنامه مصوب وزارت علوم است، موفق گردد؟

اما در کارشناسی ارشد آنچه که به دانشجو تعلیم داده می گردد، پلتفرمی از درس هاست که وی را آماده می کند که اگر قصد دارد در دوره های بالاتر ادامه تحصیل دهد، بتواند از آن درس ها استفاده نماید. زمانی که خاتمی، رییس جمهور بود به دانشگاه ها تاحدودی اختیارات داده گردید؛ در آن زمان رؤسای دانشگاه ها اظهار می کردند “ما باید الان چه کار کنیم؟ شما برنامه بدهید، ما اجرا کنیم”. خب کدام دانشجو کارایی بیشتری دارد؟ آن که ۶ درس گرفته یا کسی که هفت درس متنوع را گذرانده است. تمام دعوا سر سه واحد و چهار واحد است، حتی الان در برنامه تازه ای که تدوین شده و درس ها سه واحدی است، طبق توافق به عمل آمده در همایش یک روزه پیش از تصویب گرایش های کارشناسی ارشد رشته ریاضی کاربردی به دانشگاه ها اذن داده شده است اگر معاون آموزشی دانشگاه موافقت کند، درس های کلیدی گرایش را توان دارند چهار واحدی عرضه دهند، بنابراین با ۳۲ واحد توان دارند فارغ التحصیل گردند در غیر این صورت با همان ۲۹ واحد فارغ التحصیل می گردند. پارسیان علاوه بر این با بیان اینکه مخالف استقلال دانشگاه ها نیست، واگذاری اختیارات به دانشگاه ها را منوط بر «بهره مندی مسئولان دانشگاه ها از هنر برنامه ریزی» دانست و اضافه کرد: من معتقدم که دانشگاه ها باید مستقل باشند؛ یعنی استقلال دانشگاه ها آرزوی من است؛ ولی این واگذاری اختیارات باید زمانی صورت پذیرد که مسئولان دانشگاه ها برنامه ریزی کردن را بلد باشند. زمانی که خاتمی، رییس جمهور بود به دانشگاه ها تاحدودی اختیارات داده گردید؛ در آن زمان رؤسای دانشگاه ها اظهار می کردند “ما باید الان چه کار کنیم؟ شما برنامه بدهید، ما اجرا کنیم”.

مراودات علمی استاد با استاد کافی نیست

دلیل این درخواست این بود که هنر برنامه ریزی را از رؤسای دانشگاه ها گرفته بودند و وقتی هم که اختیارات برنامه ریزی به دانشگاه ها داده گردید، آنان در این کار ناتوان بودند. شما ارزیابی کنید چه عده ای از رؤسای دانشگاه ها توان برنامه ریزی دارند؛ من آرزویم این است که دانشگاه های ما در حدی باشند که بتوانند برنامه ریزی کنند و درس ها شان را تشریح کنند و خودشان دانشجو پذیرش کنند، سازمان سنجشی هم وجود نداشته باشد، اما چه زمانی این اتفاق می افتد؟ وقتی که تعداد دانشگاه ها کاهش یافته باشد، نه این که ۱۴۱ دانشگاه دولتی در کشور دارا باشیم. این کار آسانی نیست، اما دست یافتنی است و احتیاج به اراده ملی دارد.

تولیدکننده علم ریاضیات در جهان نیستیم

پارسیان با اشاره به این که در زمان رئیس جمهوری خاتمی مبادلات علمی میان استادان آسان تر بود، اضافه کرد: میتوان این مشکل دشوار بودن ارتباطات علمی بین المللی را حل کرد؛ زیرا من به یاد می آورم که در زمان دولت خاتمی از وزارت امور خارجه به من نامه ای می دادند و سفارت کشور مقصد، برایم وقتی را تنظیم می کرد. کارکرد خاتمی با اهمیت است و به عقیده من کاری که وی انجام داده بود، خوب بود؛ البته مراودات استاد با استاد توان ندارد به اندازه مراودات بین المللی دانشجوهای در بالا بردن علم ریاضیات تاثیر داشته باشد. دو اقدام با اهمیت باید انجام بگیرد؛ نخست این که دانشجویانی که برای ادامه تحصیل به دانشگاه های برتر خارج از کشور می روند، پس از برگشت به ایران طی یک روال حداکثر سه ماهه استخدامشان تکمیل گردد، دوم این که به این دانشجوهای یک وام دست کم ۵۰۰ میلیونی جهت خرید مسکن بدهیم تا دغدغه مسکن تاحدودی برطرف گردد و از وی بخواهیم این مبلغ را طی ۲۰ سال تسویه کند. اگر چنین اقدامی صورت پذیرد، تعداد زیادی از دانش آموختگان دانشگاه های برتر خارج از ایران به کشور باز می گردند. این استاد آمار با بیان این که «ما چندان تولیدکننده علم ریاضیات در جهان نیستیم» به مشکلات استخدام دانش آموختگان ریاضی پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه های خارج از کشور به ایران باز می گردند، اشاره کرد و اضافه کرد: ما چندان تولیدکننده علم ریاضیات در دنیا نیستیم؛ یعنی من خوش بین نیستم، تعارف هم نداریم. من سال ۵۸ که از آمریکا برگشتم، ابتدا به شهر خودم تبریز رفتم و بعد چون بورسیه دانشگاه شیراز بودم، به شیراز رسیدم. با رییس گروه مشغول گفت وگو گردیدم و به وی اظهار کردم که یک ماه دیگر بازمی گردم که کارم را شروع کنم؛ او از من خواست که از همان روز مشغول به کار شوم و مرا در همان روز در دانشگاه شیراز استخدام کردند.

راهکار چیست؟

وی در انتهاء در مورد راهکارهای بهبود وضعیت ریاضیات در ایران اظهار کرد: الان چنین شرایطی نه برای دانش آموختگانی که از خارج از کشور بازمی گردند، وجود دارد و نه برای دانش آموختگان داخل. چون که باید گزینش گردند، در صف طولانی تقاضا کنندگان عضویت در هیات علمی دانشگاه ها بمانند و از هفت خوان رستم بگذرند. دلیل این که گفته می گردد نباید همه  دانشگاه ها دانشجوی دکتری دارا باشند و نباید وزارتخانه بالا بردن استادان را مشروط به داشتن دانشجوی دکتری بداند، همین است. من کسی را سراغ دارم که در سال ۷۵ در اصفهان با مدرک فوق دیپلم برق و الکترونیک روزی بیشتر از ۲۰۰ هزارتومان درآمد داشت، آیا کشور من به همچین افرادی احتیاج دارد یا به تعداد زیادی از دانش آموختگان فیزیک و ریاضی و تاریخ و جغرافیا؟ وقتی دو میلیون کنکوری وجود دارد، باید از میان آنان منحصرا ۱۰ درصد وارد دانشگاه ها گردند، بقیه توان دارند با مدرک دیپلم، حرفه ای را یاد دریافت کنند و در آن موفق باشند؛ البته این تصمیم تبعات سیاسی دارد، اما این تبعات سیاسی را باید با آرامش و طمانینه حل کرد. اگر تعداد دانشگاه ها از ۱۴۱ به ۵۰ کاهش یابد، زیادی از مردم امکان دارد اعتراض نمایند. پس باید مردم را متوجه این مبحث کرد که تعداد بالای دانشگاه ها چه ضرری به کشور وارد می کند. کنکور باید اصلاح شود و مراکز آمادگی و آموزشی کنکور از فضای آموزشی کشور حذف گردند. مسئولین، آموزش وپرورش را دریابند و تفکیک محصلین تیزهوش و عادی را متوقف نمایند.

تعداد دانشگاه ها و تعداد دانشجوهای تقلیل داده گردد. باید کوشش کنیم تا شرایطی ایجاد گردد که دانشگاه ها خودشان دانشجو پذیرش کنند، اگر چنین روندی انجام پذیرد، مشکلات حل می گردد.

انتهای پیام

منبع:
اشتراک گذاری

ارسال نظر

گرم طلا
گرم طلا2,800,000-700,00080%
مثقال طلا2,800,000-700,00080%
تمام سکه طرح قدیم2,800,000-700,00080%
تمام سکه بهار آزادی2,800,000-700,00080%
سکه نیم بهار آزادی2,800,000-700,00080%
سکه ربع بهار آزادی2,800,000-700,00080%
دلار آمریکا
شاخص بازار بورس