خبرنما
87 بازدید ۱۳۹۷/۰۹/۱۳

ناگفته هایی از کشف «فریده» تا یک بیمارستان فیلم

««در جست وجو فریده» فیلمی مستند به کارگردانی آزاده موسوی و کوروش عطایی، پس حدود یک سال از پرده برداری اش در یازدهمین جشنواره سینما واقعیت و موفقیت هایی که تا امروز به دست آورده، مدتی است اکران عمومی خود را در گروه سینمایی «هنرو تجربه» شروع نموده است.

««فریده» شخصیت کلیدی این مستند، در آستانه ی چهل سالگی تصمیم گرفته است به ایران عزیمت کند اما این عزیمت دلیل خاصی دارد. او در کودکی توسط زوجی هلندی، از ایران به فرزندخواندگی گرفته شده و  علی رغم مخالفت والدینش جست وجویی را برای یافتن پدر و مادر خونی اش آغاز نموده و با یافتن چند خانواده ای که ادعا نموده اند او فرزند آنان است، برای انجام آزمایشات به ایران عزیمت می کند.

در جلسه ای که ایسنا با کارگردانان این مستند داشت، به موضوعاتی چون نحوه آشنایی آنان با «فریده»، چگونگی ساخت و پیش تولید این اثر، اتفاق هایی که در زمان فیلم برداری رخ داده و حتی نمایش این اثر در گروه سینمایی هنرو تجربه پرداخته گردید که در ادامه تفضیل این اظهار کرد وگو را مطالعه می کنید:

آزاده موسوی و کورش عطائی هر دو فارغ التحصیل کارگردانی سینما از دانشکده ی سینما تئاتر دانشگاه هنر تهران هستند.  آنها در طول دوران تحصیل، به فعالیت در راستای دستیاری کارگردان در پروژه های سینمایی و تلویزیونی مشغول گردیدند و دو فیلم کوتاه داستانی و مستند نیز کارگردانی کردند. در سال ۱۳۹۲ فیلم مستند نیمه بلند « از ایران، یک جدایی» را ساختند که موفق به حضور در جشنواره های داخلی و بیگانه متعددی گردید و در گروه سینمایی «هنروتجربه» نیز به اکران عمومی درآمد.

 ایده ساخت مستندی از زندگی «فریده» از کجا آمد؟

کوروش عطایی: آشنایی ما با این موضوع و شخص فریده زمانی تشکیل شد که به صورت رخدادی یکی از دوستان ما اظهار کرد در روزنامه خراسان مطلبی را درمورد دختری که در هلند زندگی می کند و در پی پدر مادر حقیقی خودش در ایران می گردد خوانده است. ما نیز پیگیر ماجرا گردیدیم؛ فریده وبلاگی دارد که در آن یادداشت هایی از زندگی روزمره و گذشته ای می نویسد. 

 آن را خواندیم متوجه گردیدیم که او شخصیت جالبی دارد بنابر این تصمیم گرفتیم و ایمیلی به وی زدیم که می خواهیم مستندی از زندگی او بسازیم، فریده هم از این اتفاق بسیار استقبال کرد. پس از چندین ارتباط اسکایپی با او مطمئن گردیدیم که میتوان در مورد زندگی او یک فیلم ساخت. این ارتباط ها حدود دو سال ادامه پیدا کرد، در واقع پروسه پیش تولید و رسیدن به فیلمنامه و تألیف هزینه اولیه ساخت این اثر زمان زیادی برد.

شما برای تألیف هزینه این اثر از روش «سرمایه گذاری جمعی» استفاده کردید؟

کوروش عطایی: بله. بخش کلیدی تألیف هزینه ساخت این فیلم به همین طریق انجام شد. این روش چند سالی است که در ایران معمول شده، اما مدت هاست در جهان وجود دارد.  روش آن هم به این صورت است که شما پروژه خود را در یک پلت فرمی که ویژه این کار است معرفی می کنید، دلیل ساختن آن را می گوید و از انسان ها می خواهید به ساخته شدن این اثر کمک کند و در مقابل این کمک پاداشی هم برای تشکر به آنان تعلق خواهد گرفت. به طور مثال از یک کارت تشکر شروع می گردد تا آوردن اسمشان در تیتراژ فیلم و حتی ارسال نسخه dvd اثر. ما در دو پلتفرم این کار را انجام دادیم یک سایت ایرانی و یک سایت هلندی و سر انجام نزدیک به ۳۰۰ نفر در این دو پلتفرم از داخل و خارج ایران به ساخت این فیلم کمک کردند. تألیف هزینه ها سقف مشخصی دارد که شما باید به آن دست پیدا کنید. ما در سایت ایرانی سقف را ۱۰ میلیون تومان در نظر گرفته بودیم و در سایت هلندی ۱۰ هزار یورو.  که در کمال خوشبختی در هر دو سایت هم به این مبلغ دست پیدا نمودیم.

آزاده موسوی: این روش تجربه بسیار خوبی برای ما بود زیرا از همان ابتدا باید بتوانی قصه را به روشی بیان کنی که برای مخاطب جذاب باشد تا راضی گردد برای آن هزینه ای پرداخت کند. بنابراین کارگردان اهتمام می کند با چکش کاری کردن داستان، موضوع را محک بزنند. ما از همان موقع احساس کردیم این داستان کشش دارد که مخاطب زیادی را به خود جذب نماید. به نظر من پروژه هایی که پول هم برای ساخت دارند باید از این روش استفاده نمایند. زیرا سنجش خوبی برای یک اثر است و علاوه بر این توان دارد مثل تبلیغی باشد برای اثری که هنوز ساخته نگردیده است. بر همین اساس ما در نخستین نمایش فیلم، مخاطب های زیادی داشتیم که در انتظار دیدن آن بودند.

آیا پیشینه ساخت فیلمی در ایران به این شکل وجود داشته؟

کوروش عطایی: اطلاعات دقیقی از اینکه چه تعداد فیلم در ایران به این شکل ساخته شده ندارم اما ما اولین پروژه موفق در ایران بودیم.

چگونه فیلمنامه «در جست وجو فریده» نوشته گردید و اطلاعات مورد نیازتان را از کجا به دست آوردید؟

آزاده موسوی: یک قسمتی از اطلاعات از گفتگوهایی که توسط اسکایپ با فریده داشتیم به دست آمد و بعضی دیگر نوشته هایی بود که خود فریده در وبلاگش منتشر می کرد. این به ما کمک زیادی می کرد تا تمام داستان زندگی وی را بدانیم. بدین ترتیب زیادتر اطلاعاتی که مورد احتیاج ما بود وجود داشت. حالا به این نقطه دست یافته بودیم که می خواهیم از بین همه این اطلاعات کدام قسمت  را در مستند بیاوریم. ما تصمیم گرفته بودیم روایت عزیمت فریده به ایران را به عکس بکشیم اما باید قسمت هایی از گذشته وی را هم به نمایش می گذاشتیم. با این وجود حدس دقیقی از انتهاء بندی کار  نداشتیم. در حقیقت ما دو فیلمنامه با دو برنامه ریزی داشتیم که تا یک نقطه مشترک بودند و از قسمت بعدی با این گمان که جواب مثبت است یا منفی دو فیلمنامه متمایز نوشته شده بود.

بنابر این شما هم از نتیجه تست هیچ اطلاعی نداشتید؟

کوروش عطایی: جواب تست در روند فیلم مشخص گردید به همین دلیل ما تا وقتی که به پزشک مراجعه کردیم از جواب خبری نداشتیم. آن صحنه هم که در فیلم می بینیم دکتر به تک تک خانواده ها جواب را می گوید، به شکلی دقیق همان موقع همه چیز مشخص گردیده است و ما از پیش اطلاعی نداشتیم.

شخصیت نگار که در فیلم همراه فریده بود، چگونه انتخاب گردید؟

آزاده موسوی: شخصیت نگار از مدت ها قبل با فریده در ارتباط بود و فریده هم به او اعتماد داشت. در روند پیش برد داستان هم ما دنبال این کسی بودیم که بتواند فریده را معیت کند یا حتی به عنوان مترجم فریده حضور داشته باشد. پس از آشنایی با نگار احساس کردیم که او کسی است که توان دارد در این راه به ما کمک کند البته خودش هم از این معیت استقبال کرد. 

 شما در این اثر علاوه بر به عکس کشیدن داستان زندگی فریده، بحث هایی مثل هویت، کوچ و میهن را هم آورده اید. آیا این مسایل دغدغه ذهنی شما بوده یا در اثر مواجهه با این سوژه چنین روایتی تشکیل شد؟

 آیا این مسایل دغدغه ذهنی شما بوده یا در اثر مواجهه با این سوژه چنین روایتی تشکیل شد؟کوروش عطایی: پرداختن به بحث هویت یک داستان حاشیه ای بود، زیرا ما اول با موضوع رو به رو گردیدیم. یکی از عللی که جذب داستان گردیدیم این بود که علاوه بر بار دراماتیک موضوع، زیر متن های زیادی در این قصه وجود داشت. به طور مثال بحث هویت و فرهنگ که در دل ماجرا قرار داشت، می توانست به فیلم عمق ببخشد.

آزاده موسوی: ما هر دو دغدغه اجتماعی و عارضه های اجتماعی را در ذهنمان داریم. گاهی از موضوع به محتوا می رسیم گاهی از دغدغه به سمت قصه می رویم.  اما در این مستند از قصه آغاز کردیم.  ما همیشه دنبال موضوع هایی هستیم که حتماً بار دراماتیک داشته باشد و امکان سینمایی کردن آن هم باشد.

در فیلمنامه چه نکته هایی آورده شده و چه چیزهایی از پیش برنامه ریزی شده بود؟

برنامه ریزی و چیدمانی که در فیلم اتفاق می افتد توسط ما انجام گردید.  فریده قصد داشت سفری به ایران داشته باشد و ما نیز این چیدمان را متناسب با آن انجام دادیم. حضور در کنار خانواده هلندی و همچنین پسر عمویش که داستانی شبیه حدودا شبیه زندگی او داشت در فیلمنامه آمده بود. پسرعمه اش کسی بود که با او دردل می کرد بنابر این حضورش می توانست در فیلم موثر باشد. با این اوصاف احساساتی شدن او در کنار پسرعمه اش تماما طبیعی بود البته ما حدس آن را می کردیم.  تمام نریشن های فیلم از زبان خود فریده است و از نوشته های فریده بر آمده است. فریده همیشه می گوید من با بخش “الین” فریده همیشه می گوید من با بخش “الین” ام زندگی کرده بودم اما فریده برایم ناشناخته بود و قصد داشتم آن را کشف کنم.

آیا شرایطی هم به وجود آمد که فریده از ادامه دادن منصرف گردد و بخواهید شما به وی داعیه دهید؟

کوروش عطایی: فریده شخصیت همراه ای است. با وجود اینکه کار او بسیار سخت بود و پروسه طولانی ای طی گردید و از نظر احساسی در شرایط دشواری قرار داشت اما خسته نمی گردید و دوست داشت تا این مسیر را دنبال کند و فیلم ساخته گردد.

آزاده موسوی: با اهمیت تر از همه چیز این بود که فریده خودش قصد داشت کاری را انجام دهد و ما در این مسیر به وی کمک کردیم.  در واقع ما حین ساخت یک فیلم کاری هم برای او انجام دادیم. بنابر این ما نقش یک فرد کمک کننده را هم برای او ایفا کردیم. همان گونه که او در فیلم ما حاضر بود ما نیز برای او کاری کردیم که خودش اظهار می کرد چهل سال است قصد دارد انجام دهد.  او قرار بود وقتی که ۱۸ سالش گردید همراه با خانواده هلندی اش به ایران بیاید، اما این اتفاق نیفتاده بود چون از فضای بیرون می ترسید و فضای ایران می ترسید.

در زمان فیلمبرداری حضور دوربین در جمع خانواده ها چه تاثیری در روند داستان داشت؟

کوروش عطایی: در تمام سکانس ها همه رخدادهای همان لحظه رخ می داد و ما با فریده وارد مشهد گردیدیم و خانواده ها را نگاه کردیم بنابر این همه چیز “ریل تایم” کوروش عطایی: در تمام سکانس ها همه رخدادهای همان لحظه رخ می داد و ما با فریده وارد مشهد گردیدیم و خانواده ها را نگاه کردیم بنابر این همه چیز “ریل تایم” است و هیچ چیزی بازسازی یا تکرار نشده زیرا اصلا امکان آن وجود نداشت. این حس طبیعی بودن که در کل فیلم جاری است هم به همین دلیل است که آنان به معنای حقیقی زندگی خود را دارند و زیادتر مجذوب فریده هستند و با او سخن می گویند.

آزاده موسوی: در این داستان انسان ها برای همدیگر بسیار تازه و بکر بودند و فضایی پر التهاب وجود داشت. هر کدام از این سه خانواده قصد داشتند که فریده فرزند آنان باشد و فکر می کردند که بچه شان آمده بنابر این توجهی به دوربین ما نداشتند. البته قبل از این خانواده ها ما را می شناختند و به ما اعتماد نموده بودند و چون ما رابط فریده و این خانواده ها بودیم و با آغوش باز قبول می کردند که ما در جمعشان حضور دارا باشیم.

شما از ابتدا بنا داشتید تا این اثر را در گروه سینمایی هنر و تجربه به نمایش دربیاورید یا دوست داشتید اکرانش به صورت وسیع تری باشد؟ 

کوروش عطایی: در نظر داشتیم تا بتوانیم این اثر را به صورت عمومی اکران کنیم اما امکان اکران آن در سینماها به وجود نیامد. دلیل آن هم شاید به این برگردد که چون فیلم مستند است، انسان ها می اندیشند امکان نمایش آن در سینماها وجود ندارد. سینماها بیشتر در اختیار فیلم های بدنه و گیشه ای است که در آن سلبریتی حاضر هستند. فیلم های متمایز تر کمتر امکان نمایش عمومی پیدا می نمایند.

آزاده موسوی: ما تقریبا سراغ تمام پخش کنندگان رفتیم اما هیچ کس با ما مشارکت نکرد. می اندیشم این از همان دسته از اتفاق هایی است که باید برای رسیدن به آن مقابله کنیم. چگونه در جشنواره های بیگانه فیلم مستند در کنار آثار سینمایی توان دارد پاداش خوب ترین فیلم را بگیرد اما توان ندارد در ایران در کنار دیگر آثار اکران گردد؟ اکنون فیلم در گروه هنر و تجربه به نمایش درآمد اما نسبت به دیگر آثار این گروه موفقیت خوبی اکتساب کرده با این وجود با خواسته های ما فاصله زیادی دارد.

شرایط اکران آن را چگونه بررسی می کنید؟

در تهران شرایط خوب تر است و توانسته ایم چند سینما را به چرخه نمایش فیلم اضافه کنیم و به صورت مثال در سینما مگامال فیلم را به نمایش در بیاوریم. در کوشش هستیم تا بتوانیم کاری انجام دهیم تا تعداد سانس های نمایش آن زیادتر گردد مخصوصا در سینماهای شهرستان ها. تاحالا موفق شدیم در سینما هویزه مشهد سانس ثابت دارا باشیم. اعتقاد داریم اگر در مشهد اکران گسترده تری دارا باشیم مطمئنا استقبال هم از آن زیادتر خواهد گردید.

تبلیغات فیلم به چه شکل است؟ آیا تبلیغات محیطی و تلویزیونی هم دارید؟

بیشترین تبلیغات ما در فضای سایبری و شبکه های اجتماعی است و همین تبلیغات فرد به فرد است که برای ما اعتبار زیادی دارد و تاثیر گذاری زیادی هم داشته است. متاسفانه انقدر سرمایه نداریم تا بتوانیم بیلبورد یا تبلیغات تلویزیونی هم داشته باشیم البته برای تیزر تلویزیونی درخواست نداده ایم. این در حالی است که مخاطب کنونی ما تا یک جایی معیت می کنند و تلویزیون توان دارد تبلیغات وسیع تری را برای ما ایجاد کند.

فکر می کنید دلیل استقبال از این فیلم چه بوده است؟

فیلمی که قصه جذابی دارد تا انتها مخاطب را در پی خود می کشاند. خود شخصیت فریده هم محبوب و قابل همذات پنداری است.  مسئله میهن، ملیت و پیدا کردن پدر و مادر فرصتی را برای مخاطب ایجاد می کند که ایران را از نگاه کسی که برای نخستین بار به ایران می آید، ببیند.

آزاده موسوی و کوروش عطایی

طرحی هم برای اکران بیگانه این مستند دارید؟

توجه داریم در نخستین اقدام بتوانیم این فیلم را در هلند به نمایش بگذاریم و بعد در کشورهای دیگر. تاحالا هم تقریبا تمام جشنواره های ایرانی خارج از کشور درخواست نمایش این اثر را داده اند.

شما این فیلم را به صورت مستقل ساختید اما آیا احساس نمی کردید در راستای پشتیبانی های دولتی خلائی وجود دارد؟

آزاده موسوی: ما خودمان را به عنوان مستندساز مستقل در نظر می گیریم و دایم باید خودمان را اثبات کنیم. همه جای دنیا پول درآوردن برای یک اثر به این راحتی نیست و باید برای آن کوشش کرد. این فاصله دو سال هم به همین دلیل رخ داد که ما در پی پیدا کردن تهیه کننده و هزینه اولیه زیادی بودیم که برای تولید این اثر احتیاج داشتیم. ما باید تیمی را به کشور هلند می بردیم، مدتی در آنجا سکونت می کردیم. با این اوصاف فیلم هایی که به سادگی ساخته می گردند و بودجه دولتی در اختیارشان قرار می گیرد طبق معمول فیلم های خوبی نمی گردند. حالا پروژه های زیادی هستند که پول دریافت نموده اند اما یا ساخته نگردیده اند یا نیمه کاره رها می گردند.

با توجه به اینکه سال کنونی من از اعضای هیئت انتخاب جشنواره واقعیت بودم. پس از دیدن تمام این مستندها به این نتیجه آمدم که ما در ایران به یک بیمارستان فیلم یا همان مرکز مشاوره احتیاج داریم زیرا فیلم هایی ساخته شده اند که می توانستند با قدری مشاوره بهتر گردند.

اظهار کرد وگو از یگانه قاسمی ایسنا

انتهای پیام

منبع:
اشتراک گذاری

ارسال نظر

گرم طلا
گرم طلا2,800,000-700,00080%
مثقال طلا2,800,000-700,00080%
تمام سکه طرح قدیم2,800,000-700,00080%
تمام سکه بهار آزادی2,800,000-700,00080%
سکه نیم بهار آزادی2,800,000-700,00080%
سکه ربع بهار آزادی2,800,000-700,00080%
دلار آمریکا
شاخص بازار بورس