خبرنما
67 بازدید ۱۳۹۷/۰۸/۱۴

Warning: Use of undefined constant php - assumed 'php' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home/khabarn4/public_html/wp-content/themes/khabar/single.php on line 44

سعید حجاریان پاسخ عباس عبدی را داد


Warning: Use of undefined constant php - assumed 'php' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home/khabarn4/public_html/wp-content/themes/khabar/single.php on line 57

روزنامه شرق در یادداشتی به قلم سعید حجاریان درج کرد: دوست گرامی، آقای عباس عبدی در یادداشتی با عنوان «خرافه یا مریضی؟» (روزنامه اعتماد،‌ 22 مهر ۱۳۹۷) انتقاداتی را نسبت به یادداشتی به قلم این‌جانب که با عنوان «یک مرید ناآگاه به از هفت پارچه آبادیست!» (امتداد، ۲۰ شهریور ۱۳۹۷) منتشز شد، مطرح نموده و ذیل آن نکته هایی را در مورد دلایل پناه‌بردن مردم به خرافه و چگونگی برخورد با این مقوله بیان داشتند.

یکم) خرافه عملکرد دارد، دوم) خرافه ضرری به کسی نمی‌رساند، سوم) مادامی که خود با بعضی خرافات دست به گریبان هستیم، نباید به یمانی و امثالهم انتقاد کنیم و چهارم) از تجویز بستری‌شدن در آسایشگاه روانی، نتیجه های بسیار خطرناکی [شاید فاشیسم] حاصل می‌شود.

تصور می‌رود در مواجهه با معضل خرافه باید سه سطح اجتماع، قانون‌گذاری و اجرائی را از یکدیگر تفکیک کرد.

۱) ۱) اجتماع: در این سطح نسبت به جمیع باورها باید هاضمه‌ای قوی داشت، هرچند امکان دارد بعضی ادعاها و گرایش‌ها مورد پسند ما واقع نشود. در کنار باورها و آیین‌ها، شاهد رایج شدن گروه‌های یوگا، بودیسم، ذن و از این قبیل مورد ها هستیم و نمی‌توانیم مردم را از گرایش به آنان بازداریم. چنانچه گرایش‌هایی از این جنس رونق دریافت کنند، مادامی که سیاسی و به گروه ذی‌نفوذ مبدل نشده‌اند.

به مردم آسیب نرسانده‌اند، مثل هندوها -که پس از مرگ شوهر، همسر را می‌سوزانند- و بسان بعضی رفتارها مثل قمه‌زنی جنبه آسیب‌رسانی ندارند، نباید با آنان برخوردی صورت داد. علی‌ایحال، در سطح اجتماعی می‌توان و باید تحمل داشت؛ زیرا در سایر کشورهای جهان نیز چنین گروه‌هایی فعالیت دارند و حتی اکتساب درآمد می‌کنند.

۲) ۲) قانون‌گذاری: چنانچه گروه‌ها از مختصات بند سابق فراتر روند، به‌ ‌نظر می‌توان قوانینی وضعیت کرد و آنهایی را که به ‌کلی خارج از هنجارهای متعارف جامعه مشی می‌کنند، مورد تعقیب قرار داد. برای مثال، اگر بنا گردید همجنس‌بازان در ایران دست به راهپیمایی بزنند، پلیس باید آنان را از این عمل باز دارد؛ زیرا در جامعه عملی خلاف عرف صورت گرفته و عده‌ای این‌گونه اعمال را برنمی‌تابند و برای مقابله، دست به خشونت می‌زنند.

حال امکان دارد آقای عبدی از قمه‌زنی بپرسند؟ در جواب باید اظهار کرد این عمل نیز باید مورد پیگرد قرار گیرد؛ چراکه وهن اسلام هست و حتی به‌ لحاظ اخلاقی هم شکافتن سر آدم به‌خصوص در مورد کودکان جایز نیست. دوست گرامی‌مان در یادداشت خود آورده‌اند: «فراموش نکنیم مخالفت با ایده‌های درست نیز از همین زاویه شروع می‌شود که صاحبان قدرت آنان را غلط و حتی خرافه قلمداد و معرفی می‌کنند».

شاید نظر آقای عبدی این هست که حرف‌های گالیله در زمان خود خرافی تلقی می‌شد، ولی بعدا ثابت گردید او درست می‌گفته هست. در این صورت، باید میان علم، شبه‌علم، دین، فلسفه و… فاصله گذاشت؛ زیرا بعضی از موضوعات قابل اندازه‌گیری و سنجش علمی می باشند، اما بعضی امور به باورها و قضاوت‌های ما بازمی‌گردند و از جنس ایمان‌اند. از این حیث، باید میان علم و ایده‌های علمی و عرف و بدعت‌های آیینی که در مناسک بروز می‌کند، تفکیک قائل گردید.

چنانکه می‌دانیم، چند دهه پیش حدود ۹۰۰ نفر به دستور پیشوای فکری‌شان جیم جونز، دست به خودکشی دسته‌جمعی زدند. آیا نباید جونز را مورد پیگرد قانونی قرار می‌دادند تا از جان اشخاص صیانت کنند؟ از این حیث، اعتقاد دارم سامانه قضائی باید پیش از اقدام، مبحث را رتق‌وفتق و فرد خاطی را مورد تعقیب قرار دهد تا خسارت را به دست کم برسد.

۳) ۳) اجرائی: در بحث حاضر، چند وظیفه بر عهده قوه مجریه هست؛ اول آنکه دولت به طور اساسی نباید اذن دهد نطفه چنین خرافاتی شکل بگیرد. به همین علت باید در بدو پیدایش به شکل مقتضی جامعه را نسبت به خرافه آگاه کند، به مردم تعلیم دهد و به‌مرور دکان‌های خرافه از اوراد و حرز تا فال قهوه و طالع‌بینی را تعطیل کند نه آنکه خود ترویج دهنده آن گردد. برای مثال، دولت ما به‌رغم آنکه می‌داند لاتاری به ‌لحاظ علمی و آماری به آسیب مردم هست.

می‌تواند به بهانه‌ای مثل کارآفرینی مالک لاتاری! یا سرگرم‌کردن مردم به امیدهای واهی اذن فعالیت دهد، اما به چه سبب چنین جوازی را صادر نمی‌کند و تحت عنوان بخت‌آزمایی، دست به توزیع بلیت اعانه ملی نمی‌زند و مردم مستأصل را جذب نمی‌کند؟ با این کار، اشخاص از هر طبقه‌ای بنا بر وسع خود دست‌به‌کار می‌شوند و بخت خود را می‌آزمایند. حقیقت آن هست که در آمریکا –که لاتاری مشتری زیادی دارد- دو گروه به بخت‌آزمایی اقبال بیشتری نشان می‌دهند؛ نخستین آنان پیرمردها و پیرزن‌ها می باشند که امید در بینشان مرده هست.

و دیگری مهاجران بی‌پول که به آمریکا آمده‌اند و قصد ماندن دارند. از لابه‌لای سطور نوشته آقای عبدی این‌گونه استنباط می‌شود که وی خرافه را افیون توده‌ها می‌دانند، ولی باید اظهار کرد خرافه تنها جنبه تخدیر ندارد، لکن امید واهی هم به‌ وجود می‌آورد و دولت کارآمد، نباید به این‌گونه‌ امیدها مثل مؤسسات مالی و اعتباری که نفع دوچندان می‌دادند یا شرکت‌های گلدکوئیستی که راه سرمایه‌دارشدن را کوتاه می‌کردند، دامن بزند.

در کنار مورد ها پیش‌گفته، نکته‌ای دیگر هم حائز ارزش هست. آقای عبدی نوشته‌اند:‌ «اگر نفس چنین اعتقادی را خرافه بدانید، محل بحث و تأمل خواهد بود؛ زیرا فارغ از درستی یا نادرستی آن، در زیادی از متون تاریخی و دینی آمده هست. در این صورت، همه معتقدان آن را باید ببرید کلینیک و معالجه کنید که صد البته منحصر به این مبحث نیست و هر مبحث دیگری را می‌توان مصداق آن قرار داد و خواهان معالجه گردید. این گزاره نتیجه بسیار خطرناکی دارد».

من حساسیت وی را فهم می‌کنم و اطلاع دارم. پیشینه آسایشگاه روانی به استالین و مائو بازمی‌گردد تا اشخاص مخالف تفکر حزب، قرنطینه و پس از آن همراه ایدئولوژی حاکم شوند، اما خرافه سوژه ای متمایز هست. رهبران گروه‌های خرافی مبتلا به نارسیسیسم می باشند و رابطه‌ آنان با مریدان به رابطه‌ای مازوخیستی-سادیستی ختم می‌شود؛ در نتیجه نباید موضوعات روان‌شناسی را تنها با نگاهی ارزشی تخطئه کرد و کنار گذاشت. به طور مثال فرد نارسیست مبلغ گزافی را هزینه می‌کند و فالوئر می‌خرد یا خود را به اشکال ناهنجاری در فضای سایبری به نمایش می‌گذارد؛ زیرا تنها می‌خواهد دیده گردد.

به همین علت، دو مرتبه اهتمام می‌کنم دولت باید درمانگاهی برای علاج این بیماری‌ها ایجاد کند؛ زیرا گاهی روان‌شناسان و روان‌کاوان درمی‌یابند فرد از مریضی روانی رنج می‌برد و احتیاج به معالجه دارد. پیگیری این مبحث در مورد اشخاص پوپولیست بالاخص در جامعه‌ای که دوست عزیزمان آن را فروپاشیده می‌خوانند، ضروری‌تر هست؛ زیرا در جامعه فروپاشیده اشخاص پوپولیست امکان کارسازی بالایی دارند.

از این حیث، پیشنهاد می‌شود اشخاص پوپولیست یا آنهایی که وعده‌های بسیار می‌دهند، لااقل پیش از تأیید برای مناصب ارزشمند، به‌خصوص ریاست‌جمهوری، به‌ لحاظ روانی مورد تست قرار گیرند تا به فردای کشور هزینه تحمیل نکنند. علاوه بر این سفارش می‌شود فعالین مدنی و صنفی نیز برای تسویه‌حساب و اعمال فشار راهی آسایشگاه نشوند!

منبع:
اشتراک گذاری

ارسال نظر

گرم طلا
گرم طلا2,800,000-700,00080%
مثقال طلا2,800,000-700,00080%
تمام سکه طرح قدیم2,800,000-700,00080%
تمام سکه بهار آزادی2,800,000-700,00080%
سکه نیم بهار آزادی2,800,000-700,00080%
سکه ربع بهار آزادی2,800,000-700,00080%
دلار آمریکا
شاخص بازار بورس