خبرنما
97 بازدید ۱۳۹۷/۰۹/۰۱

تنهایی دستگاه دیپلماسی برای احیا ارتباطات با عربستان و دیگر کشورهای عربی منطقه

  به گزارش خبرنما به نقل از ایسنا ، محمدحسین کبریا، در یادداشتی با عنوان «وضعیت ارتباطات با کشورهای عرب منطقه و مشکلات پیش روی دستگاه دیپلماسی» درج کرد: این روزها شاهد عادی شدن رویدادهایی هستیم که در گذشته ای نه چندان دور، افشای آنان می توانست ناآرامی های منطقه ای را باعث شده و دولت های درگیر را با مشکلات عدیده رو به رو سازد. در گذشته، دولت های منطقه ای هرگز دوست نداشتند که خبر ها چنین رویدادهایی افشا شود، ولی امروز نه فقط منعی در افشای آنان احساس نمی شود، خود آن دولت ها در انتشارشان پیشتازی می کنند. عزیمت اوایل آبان ماه ماه ، بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم اسرائیلی به عمان و استقبال گرم سلطان قابوس از او، عزیمت رسمی وزیر ارتباطات و اطلاعات این رژیم به عمان برای شرکت در کنفرانس ارتباطات بین المللی، دعوت رسمی بحرین از وزیر اقتصاد و صنعت این رژیم برای شرکت در کنفرانس بین المللی در مورد تکنولوژی و اقتصاد، عزیمت وزیر ورزش و فرهنگ این رژیم بهمراه یک هیات ورزشی به امارات و نواخته شدن سرود ملی آن در سالن مسابقات بخاطر مقام اولی ورزشکار اسرائیلی، انجام اظهار کرد وگوی سری مقام های اسرائیلی و بحرینی با هدف اعلام برقرار کردن ارتباطات علنی بین دو طرف و فراهم نمودن مقدمه عزیمت بنیامین نتانیاهو به منامه …

همزمان با این سفرها، آمریکا برای باصطلاح مهار ایران برای تشکیل ناتوی عربی کوشش کرده و کشورهای عربی به ویژه عربستان سعودی را خوب ترین متحد خود برای مبارزه با ایران معرفی می کند. حتی افتضاحی چون کشتن فجیع خاشقچی مانع از کند شدن چنین مشارکت نمی شود. مقام های و رسانه های رژیم اسرائیلی از خرسندی در پوست خود نمی گنجند و روزانه صحبت از وحدت با کشورهای عربی برای مبارزه با ایران می کنند. برای نمونه وزیر مسکن این رژیم طی گفتگویی با اورشلیم پست می گوید: «اسرائیل آماده برقرار کردن صلح با تمامی کشورهای عربی هست. ما منفعت های مشترکی با عربستان و کشورهای عربی خلیج (فارس) داریم و دشمن مشترک ما ایران هست، ایرانی ها با اهمیت ترین و پرخطر ترین تهدید برای اسرائیل و کل جهان عرب می باشند. ارتباطات ما با کشورهای عربی پشت درهای بسته هست و علنی نیست.» » وزیر اطلاعات و ارتباطات این رژیم  نیز طی گفتگویی با رویترز، خواهان مشارکت با کشورهای خلیج فارس شده و می گوید: «باید بین اسرائیل و کشورهای خلیج (فارس) مشارکت ها توسعه پیدا نماید.». اورشلیم پست با خبری کردن دیدار یک هیئت از مسیحیان پروتستان حمایت کننده اسرائیل با محمد بن سلمان می نویسد: «این دیدار نشانه تازه ای از توسعه ارتباطات میان عربستان و اسرائیل هست و بنیامین نتانیاهو هم از مقام های ارشد دولت دونالد ترامپ خواسته به پشتیبانی از بن سلمان ـ با وجود نگاه های منفی به وی در مورد مداخله وی در کشتن جمال خاشقجی ـ دنبال کند.»

»به جرات میتوان اظهار کرد که مشارکت ها میان کشورهای عربی با رژیم اسرائیلی از دیر باز وجود داشته، ولی آن چه باعث گسترش و علنی شدن این مشارکت ها و خروج آن از قباحت شده هست، علل مختلفی دارد که به نظر می آید با اهمیت ترین آنان تشدید خصومت های عربستان و سایر کشورهای عربی با جمهوری اسلامی ایران باشد. شکی نیست که کشورهای عرب منطقه بعد از برتری انقلاب اسلامی نگرش مثبتی به جمهوری اسلامی ایران نداشته اند و بیم از صادر کردن انقلاب به آن کشورها، انگیزۀ لازم را برای مبارزه با ایران به آنان می داد. تعرض صدام به ایران و پشتیبانی همه جانبۀ کشورهای عرب منطقه از رژیم صدام خوب ترین گواه در این زمینه هست. با این حال نمی توان  کارکرد بعضی محافل در ایران  را در پیدایش وضع کنونی بی تقصیر دانست. بر کسی پوشیده نیست که کشورهای عربی نسبت به جمهوری اسلامی ایران، حالتی چون نیروی فرار از مرکز دارند و همیشه در صدد دوری از آن بوده و چنانچه بتوانند از وارد ساختن هر ضربه ای به آن مضایقه نخواهند کرد. این در حالی هست که در ایران نیز محافلی وجود دارند که بجای دستاویز گیری از این کشورها، برای آنان، دستاویز تراشی می کنند تا فرار از مرکزی آنان قوی تر شود. با چنین اقداماتی، کشورهای عربی و در راس آنان عربستان بیشتر از پیش بسوی دشمنان قسم خورده ایران هل داده می گردند. دشمنان نیز مترصد چنین فرصتهایی می باشند تا بیشترین بهره را از آن ببرند. برای نمونه به عاملی اشاره می شود که به قطع رابطۀ موخر عربستان و به تاسی از آن کاهش سطح ارتباطات دیگر کشورهای عربی با جمهوری اسلامی ایران منتج گردید . میتوان حمله کنندگان به سفارت و سرکنسولگری عربستان در تهران و مشهد را خوب ترین خادمان عربستان و آمریکا و اسرائیل دانست. شاید اگر چنین حمله ای با هدایت بعضی از محافل داخلی یا بیگانه (آمریکا، اسرائیل یا حتی خود عربستان) صورت نمی گرفت، مطمئنا امروز شاهد جنایت های گستردۀ عربستان در راس ائتلاف عربی در یمن یا قراردادهای نظامی صدها میلیاردی عربستان با آمریکا و نزدیکی هر چه زیادتر عربستان و سایر کشورهای عربی به اسرائیل نبودیم.

سران دیکتاتور عربستان که استمرار بقای خود را در ضدیت با ایران یافته اند، هرگز از چنین فرصتی که دوستان نادان در ایران به آنان پیش کش کرده اند، چشم پوشی نخواهند کرد. آمریکا و اسرائیل نیز بواسطۀ فایده ای که از این نگرش نصیبشان می شود، روزانه زیادتر از قبل به سیاست ایران هراسی خود خواهند پرداخت تا هم از قِبل چنین سیاستی منفعت های مالی و اقتصادی خود را تامین کنند و هم ایران را زیادتر از گذشته در تنگنا قرار دهند. شکی نیست که در چنین شرایطی کار برای دستگاه دیپلماسی بسیار سخت بوده و کوشش و اعلام آمادگی چندین بارۀ این دستگاه برای صحبت با عربستان و برقرار کردن ارتباطات، ثمری نخواهد داشت. دستگاه دیپلماسی طبق حرفه و دانش خود، به خوبی می داند که برای کاستن از خطرهای متاثر از گرایش روزافزون عربستان و کشورهای عربی منطقه به سوی آمریکا و اسرائیل، باید ارتباطات با این کشور احیا شود؛ ولی باید اعتراف نمود که در این مسیر، دستگاه دیپلماسی نه فقط پشتیبانی نمی شود، لکن روزانه به دستاویز های متفاوت از سوی جایگاه ها رسمی و غیر رسمی مورد هجمه سنگین قرار می گیرد. البته حمله به دستگاه دیپلماسی، محدود به اعلام آمادگی برای برقرار کردن ارتباطات با عربستان نیست، لکن مورد ها مکرر دیگری وجود دارد که شاید هجمه بخاطر عربستان کوچکترین آنان باشد.

در جریان برجام که به اعتراف دوست و دشمن، ارزشمندترین کار دیپلماسی ایران بوده هست، بدترین حمله های به سردار دیپلماسی و دستگاه زیر مسوولیتش گردید. بعضی از جایگاه ها (از جمله صدا و سیما) و شخصیتها (چون بعضی از نمایندگان ) از همان ابتدا با تمامی قوا به مبارزه با برجام برخاسته و با متهم سازی ریاست دستگاه دیپلماسی به خیانت، بهره گیری از این دستاورد با اهمیت را ناممکن کردند. متاسفانه این روزها حمله به سردار دیپلماسی و دستگاه زیر نظرش به یک رسم پرهیز ناپذیری مبدل شده هست. شاید بندرت بتوان نشستی از مجلس شورای اسلامی را یافت که حمله ای به وزیر و وزارت امور خارجه نشود. علاوه بر این روزی را نمی شود یافت که در آن شبکه های گوناگون صدا و سیما نقد و قضاوت یک طرفه نسبت به کارکرد وزیر و وزارت امور خارجه نداشته و بصورت غیر منطقی آن را زیر سؤال دوئل. علی الظاهر حلاوت هجمه به دستگاه دیپلماسی بسیار قوی هست و شخصیتهای فرهنگی، سیاسی، مذهبی و حتی قضایی قصد ندارند از این حلاوت بی بهره باشند.    یک فرد  در صدا و سیما دستمزدهای دلاری و یورویی ماموران اعزامی وزارت امور خارجه به کشورهای دیگر را بسیار بالا اعلام نموده و مدعی می شود که دیپلماسی وجود ندارد و هیچ کاری صورت نمی گیرد. سخنگوی دستگاه قضا ناگهان یادش می آید که ۲ سال پیش یکی از کارمندان وزارت امور خارجه به علل امنیتی محاکمه شده و به زندان محکوم شده هست. معاون تعلیم و پژوهش سازمان تبلیغات اسلامی طی یادداشتی در خبرگزاری ایکنا، کارکنان دستگاه دیپلماسی را ترسو خطاب کرده و مدعی می شود در حالیکه ۱۰ تا ۲۰ میلیون تومان حقوق می گیرند، از صادر کردن یک بیانیۀ آسان ابا دارند. شاید نیازی به یادآوری توهینها و حمله های روزانۀ  بعضی از زوزنامه های صبح کشور  در این زمینه نباشد. آخرین حمله های سنگین به سردار دیپلماسی ذی ربط به گفتگویی هست که در مورد پولشویی صحبت کرد، واقعیاتی که مکررا از زبان دیگران شنیده شده بود و حتی در رسانه هاییکه امروز سردمدار حمله به ظریف می باشند،نوشته شده هست.

حال سؤال این هست که حمله کنندگان به سردار دیپلماسی و دستگاه زیر نظرش در کدام جبهه می جنگند؟ آیا در شرایطی که دستگاه دیپلماسی برای دفاع از منفعت های نظام به پشتیبانی احتیاج دارد، حمله به آن بازی در زمین دشمن نیست؟ خلع جنگ افزار دستگاه دیپلماسی و تهی کردن پشت آن به سود نظام هست یا دشمنان آن؟ حمله به ظریف  و زیر سؤال بردن کارکرد دستگاه زیر نظرش، آب ریختن به آسیاب دشمن تلقی نمی شود؟ باید اقرار داشت که با چنین شرایط و وضعیتی چنانچه کارکرد وزارت امور خارجه صفر بود، نمی گردید به آن خرده گرفت، در حالیکه این دستگاه با وجود تمامی بی مهری ها و توهینها، عملکردی مطلوب داشته هست. باید قبول کرد چنانچه قسمتی از توان وزارت امور خارجه صرف پاسخگویی به بی مهری ها و اتهامات واهی نشود، مطمئنا با بهره گیری از تمامی توان، عملکردی خوب تر از این در صحنۀ سیاست بیگانه خواهد داشت.

انتهای پیام

منبع:
اشتراک گذاری

ارسال نظر

گرم طلا
گرم طلا2,800,000-700,00080%
مثقال طلا2,800,000-700,00080%
تمام سکه طرح قدیم2,800,000-700,00080%
تمام سکه بهار آزادی2,800,000-700,00080%
سکه نیم بهار آزادی2,800,000-700,00080%
سکه ربع بهار آزادی2,800,000-700,00080%
دلار آمریکا
شاخص بازار بورس