امین قلعه ای: برای آگاهان نفتی این خبری نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت. نظام قراردادهای نفتی در ایران بر پایه بیع متقابل است و نظام قراردادها در اذربایجان به صورت امتیازی است. رژیم قراردادی امتیازی و حتی مشارکت در تولید در واقع نوعی از قراردادهای نفتی و گازی هستند که در […]

امین قلعه ای: برای آگاهان نفتی این خبری نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت. نظام قراردادهای نفتی در ایران بر پایه بیع متقابل است و نظام قراردادها در اذربایجان به صورت امتیازی است. رژیم قراردادی امتیازی و حتی مشارکت در تولید در واقع نوعی از قراردادهای نفتی و گازی هستند که در ایران و در دوران پس از انقلاب کاملا کنار گذاشته شد ه اند. حالا به احتمال زیاد قرارداد همکاری با شرکت توسعه دهنده میدان خزر بدنیال توافق میان ایران و آذربایجان به صورت امتیازی خواهد بود. « ایران و آذربایجان به منظور بهره برداری از منابع مشتر نفتی در دریای خزر یادداشت تفاهم امضا کردند.» برای آگاهان نفتی این خبری نیست که بتوان  به سادگی از کنار آن گذشت. نظام قراردادهای نفتی در ایران بر پایه بیع متقابل است و نظام قراردادها در اذربایجان به صورت امتیازی است. رژیم قراردادی امتیازی و حتی مشارکت در تولید در واقع نوعی از قراردادهای نفتی و گازی هستند که در ایران و در دوران پس از انقلاب کاملا کنار گذاشته شد ه اند. حالا به احتمال زیاد قرارداد همکاری با شرکت توسعه دهنده میدان خزر بدنیال توافق میان ایران و آذربایجان به صورت امتیازی خواهد بود. وزیر نفت سال گذشته و در مراسم اکران فیلم « نامه های یک جاسوس نفتی» گفته بود:« بهترین قرارداد عالم، قرارداد امتیازی است که میدانی را به شرکتی برای درازمدت و مالکیت میدان را برای ۴۰، ۵۰ سال بدهیم. اما به دلایل سیاسی، تاریخی، اجتماعی و فرهنگی‌ نمی‌توانیم این کار را انجام بدهیم. چیزی که‌ نمی‌توان از لجاظ اجتماعی و فرهنگی در آن عمل کرد، تلاش بیهوده‌ می‌کنیم و‌ نمی‌توانیم، ممکن است به طور مثال ۴۰ سال دیگر بپذیرند. اما اگر چیزی اشکال دارد اصلاح‌ می‌کنیم، تغییر‌ می‌دهیم.هم چنانکه الگوی قراردادهای جدید نفتی را تغییرات بسیاری دادیم و با این کار، نشان داده ایم انسان‌های متحجری نبودیم، اهل اصلاح و تعامل هستیم. اصولا اینکه ۴۰ یا ۵۰ سال بر سر حرف خود بمانیم درست نیست؛ اگر چیزی اشتباه است، باید آن را اصلاح کنیم.» حالا با گذشت نه ماه از سخنان آقای وزیر و در حالی که قالب قراردادهای نفتی در کشورمان متاثر از قوانین بالادست عمدتاً بر پایه بیع متقابل طراحی می شود و رژیم قراردادی در آذربایجان غالباً  به صورت های امتیازی یا مشارکت در تولید است، میان دو کشور یک سند همکاری در حوزه میدان نفتی خزر امضا شده است. قراردادی که احتمالا امکان بهره برداری از میادین نفتی در پهنه سرزمینی ایران بر مبنای قرارداد امتیازی یا مشارکت در تولید را فراهم می کند. فریدون اسعدی کارشناس حوزه انرژی هم در خصوص نظام قراردادی توسعه میدان نفتی خزر با توجه به امضای سند همکاری  میان  ایران و آذربایجان گفت:«بر اساس قانون وظایف و اختیارات وزارت نفت،این وزارتخانه از اختیارات لازم برای استفاده از هر شیوه و الگوی قراردادی به منظور توسعه میادین مشترک برخودار است. مدل همکاری خزر البته قابل تسری به سایر میادین مشترک است و در این چارچوب می توان از سایر قالب های قردادی به منظور کاهش عدم  النفع کشورمان از این میدان ها استفاده کرد.» واقعیت این  است دولت های ایران و آذربایجان بدلیل کمبود منابع مالی و البته مشکلات مربوط به  دانش و فناوری  به احتمال زیاد برای توسعه میدان نفتی خزر نیازمند عقد قرارداد بایک شرکت خارجی خواهند بود. قراردادی که با توجه به مشکلات طبیعی برای استحصال نفت از دریای خزر، نظیر عمق میدان خصوصا در سمت کشورمان، می بایست از جذابیت کافی برای شرکت های بین المللی برخودار باشد. از همین رو می توان پیش بینی کرد که قرارداد با شرکت نفتی بین المللی در این میدان به احتمال زیاد با توافق دو دولت از نظام قراردادی کشور آذربایجان که از جذابیت بیشتری نسبت به طرف ایرانی برخودار است، تبعیت خواهد کرد. اسعدی در مورد اهمیت امضای این تفاهمنامه میان ایران و آذربایجان گفت:« ما همواره دربهره بردای از میادین مشترک از رقبای خود عقب بوده ایم.در خزر هم شرایط تابع همین قاعده است. یعنی متاسفانه عدم النفع ما ازمیادین مشترک زیاد بوده است. اعداد او ارقام نشان می دهد که کشورهای همسایه ما در بهره برداری از این میدان ها از ما جلوتر بوده اند.  در مورد خزر به طور خاص ، عوامل مختلف مانند شرایط طبیعی و اینکه عمق میدان  تا ۹۰۰ متر در سمت ایران قرار گرفته و ما  متاسفانه در آبهای عمیق تجربه و دانش کافی نداریم موثر بوده است. از سوی دیگر اختلاف در رژیم حقوقی نیز در بروز این شرایط موثر بود. از همین رو باید گفت که امضای این سند همکاری از اهمیت بسیار بالایی برخودار است و یک  فرصت قابل توجه در اختیار کشور ما قرار گرفته است.» این کارشناس حوزه انرژی در ادامه افزود:« اعداد و ارقام نشان می دهد که از ارزش منابع نفت و گاز استحصال شده توسط کشورهای حاشیه خزر از ابتدا تا کنون حدود ۲۶۰ میلیارد دلار بوده است و ما هیچ بهره ای از این ثروت نبرده ایم. حال با این سند همکاری می توان نسبت به بهره برداری کشورمان از این منابع امیدوار بود.» Unitization مقدمه  قراردادهای جذاب نفتی مدل قراردادهای نفتی ایران در حال حاضر جذاب نیست.  این همان نکته ای است که اکثر کارشناسان حوزه اقتصاد انرژی خصوصا با توجه به تنش های موجود در سیاست خارجی ایران بر آن تاکید می کنند. حالا همکاری مشترک ایران و آذربایجان در میدان نفتی خزر این فرصت را فراهم اورده که با توافق دو کشور و عمل برمبنای نظام قراردادی این کشور پای سرمایه گذاران خارجی به این میدان بازشود. در همین حال دکتر میر شهبیز شافع  استاد حقوق بین الملل دانشگاه  تهران در مورد همکاری ایران و آذربایجان در بهره برداری از منابع هیدروکربوری دریای خزر به نفت خبر گفت:« برای اظهار نظر این مورد البته باید ابتدا اسناد را را مطالعه کرد. اما با این حال می توان گفت که آنچه اتفاق افتاده Unitization است. یعنی دو دولت ابتدا بر سر بهره برداری مشترک از یک منبع به جای رقابت در آن  و سپس در مورد رژیم قراردادی برای توسعه آن توافق می کنند. نظام قراردادی در این شرایط با توجه به اینکه  توافق میان دو دولت اتفاق افتاده، خارج از محدوده نظام حقوق ملی دو کشور  و در حقیقت تابع قوانین بین الملل خواهد بود. بر همین اساس  می توان شرایطی متفاوت از نظام قراردادهای کشورمان با شرکت های خارجی و داخلی را در توسعه این میدان شاهد باشیم. که این به توافق دو دولت بستگی دارد.» این استاد دانشگاه تهران در ادامه گفت:« امروز جامعه بین المللی در منابع مشترک بیش از پیش به سمت یکی کردن منبع  و استفاده از مکانیسم واحد برای بهره برداری  از منبع پیش می رود. این مکانیسم پیشتر از جنوب شرق آسیا آغاز شد و به مرور در حال تسری به نقاط دیگر جهان است. یعنی دو دولت به جای آنکه به رقابت در بهره برداری از منبع مشترک روی بیاورند و هر یک بر مبنای قاعده Capture سعی کنند بیشترین استفاده را ببرند، مشابه وضعیتی که میان ما و قطر وجود دارد، به سمت یکی کردن منبع (Unitization) پیش می روند. این در معنای جاری شدن نظام اعمال حاکمیت مشترک از سوی دو دولت بر منابع مشترک است.».این استاد دانشگاه تهران در ادامه افزود:« باید گفت که آنچه امروز در جامعه بین المللی استفاده می شود و بهترین مسیر است همین Unitization است.». اشاره این استاد حقوق بین الملل به توافق ایران و آذربایجان از آن رو  واجد اهمیت است که  دو کشور از سال ها پیش بر سر رژیم حقوقی  و در حقیقت تعیین سهم  هر یک از دو کشور از منابع دریای خزر با هم اختلاف داشته اند. میر شهبیز شافع در ادامه در مورد نظام قرارداد به نفت خبر گفت: « اظهارنظر در این مورد نیازمند مطالعه اسناد است. اما به طور کلی در Unitization دو دولت یک پیمانکار واحد را انتخاب می کنند و پیمانکار واحد در منبعی که Unitization در آن اعمال شده، اقدام به بهره برداری می کند و بعد منابع را با توجه به وزنی که دو منبع بین دو دولت دارد بین آنها تقسیم می کند.» این استاد دانشگاه در ادامه افزود:« در این حالت چون منبع مشترک است، مکانیسم بهره برداری خیلی تابع حقوق داخلی نیست. یعنی به محض توافق میان دو دولت، قرارداد تابع نظام حقوق بین الملل  شده و از نظام ملی جدا می شود و دیگر نمی توان مدل داخلی را به این حوزه تسری داد. در حقیقت چون منبع کاملا ملی نیست می توان از مکانیسم های بین المللی در بهره برداری  از آن استفاده کرد.یعنی دو دولت در مرحله بعد می توانند در مورد نظام قرارداد با شرکت بهره بردار تصمیم گیری کنند.»میر شهبیز شافع نیز در مورد تسری مدل همکاری میان ایران و آذربایجان به سایر میداین نفتی و گازی مشترک گفت:« پیش شرط این موضوع توافق میان ما با دولت های همسایه است. در حقیقت نوع قرارداد فرع بر موضوع Unitization است. در منابع مشترک قراردادها به صورت کامل تابع نظام حقوقی یک دولت نخواهد بود از همین رو می توان از مدل های قراردادی دیگر که در نظام حقوقی ملی وجود ندارد، بسته به توافق دو دولت  استفاده کرد. البته این قاعده تنها در مورد میادین مشترک صادق است.