خبرنما
55 بازدید ۱۳۹۷/۰۶/۱۰

آنچه در نشست تخصصی کپی رایت گذشت

به گزارش خبرنما به نقل از ایسنا، در سمینار «حق مالکیت ادبی؛ گفته ها و ناگفته ها»  که روزهای هشتم و نهم شهریور  در محل شهرداری قمصر سه نشست تخصصی با مبحث کپی رایت با عناوین «گفت وگو با نهادهای حکومتی»،  «گفت وگو  با ناشران» و«گفت وگو با نویسندگان، مترجمان و ویراستاران»  با حضور جواد مجابی، محمود آموزگار ریاست اتحادیه ناشران و کتابفروشان استان تهران و جمعی از مترجمان و اعضای انجمن صنفی کارگری داستان نویسان استان تهران برگزار گردید. 

 در نشست نخست، سعید حبیبا، حقوقدان و استاد دانشگاه تهران، محمودصادقی، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، لادن حیدری، مدیر کل دفتر حقوقی و مالکیت معنوی وزارت ارشاد و علی اصغر سیدآبادی، مشاور وزیر ارشاد در امور برنامه ریزی به سخنرانی پرداختند.

سعید حبیبا با اشاره به این که دفاع از حقوق مالک اثر، وظیفه خود اوست و نه دولت، اظهار کرد: مالک اثر باید شکایت کند تا زمینه پیگیری دولت به وجود بیاید و وظیفه انجمن صنفی داستان نویسان هست که این فضا را ایجاد کند. یکی از عاملان کاهنده سرقت مالکیت ادبی، ملحق شدن به سازمان های جهانی هست اما ناشران اغلب از مخالفان این ملحق شدن می باشند و بیان می کنند ملحق شدن به معادات بین المللی موجب می شود از کتاب های بیگانه محروم شویم، در حالتی که تمام این سخن ها دستاویزی بیش نیست و البته راهکارهایی هم دارد. 

 محمود صادقی نیز اظهار کرد: یکی از داعیه های من برای کاندیداتوری مجلس همین مسأله مالکیت صنعتی و فکری بود و در هر دو زمینه نیز در مجلس طرح و لایحه وجود دارد که امید دارم تصویب گردند. حدود ۳۰ معاهده بین المللی در راستای های متفاوت مالکیت فکری وجود دارد که نشان دهنده اهمیت این مبحث هست. کمتر مبحث حقوقی وجود دارد که این تعداد معاهده داشته باشد. 

 او  سپس با بیان این که بریتانیا مهد کپی رایت هست که دو داعیه برای ایجاد آن وجود داشته هست؛ سانسور و اکتساب درآمد، اظهارکرد: دربار شاهی بریتانیا پس از اختراع چاپ که موجب سرعت تبادل افکار گردید، در پی تمهیدی برای کنترل تبادل افکار بود و به طور اساسی سبب پیدایش آن پشتیبانی از نویسنده نبود لکن امتیازی بود که دربار به ناشر می داد. این امتیاز در بستر زمان دگرگونی پیدا نمود و از مکانیزمی برای سانسور و پشتیبانی از ناشر، به قانونی برای پشتیبانی از نویسنده تبدیل گردد. 

 صادقی با اشاره به این که حق نسبت به همه اموال دائمی هست، اما در مبحث کپی رایت با مسأله موقتی بودن حق روبه رو هستیم، بیان کرد: در حال حاضر ما حق هیچ گونه تعرضی در اموال دیگران را نداریم اما در آثار ادبی و هنری به خودمان این حق را می دهیم. به طور مثال دانشجو یک نسخه از کتاب را کپی می کند؛ در حالی که در کشورهای مدرن پولی بابت این کپی پرداخته می شود.

او  همچنین با اشاره به قوانین به حقوق نویسنده، اضافه کرد: قدیمی ترین قانون همان قانون اصول محاکمات ذی ربط به ۱۳۰۲ هست. در ۱۳۰۴ ثبت علامات صنعتی و تجاری را تصویب کردیم و در ۱۳۰۹ عهدنامه بین ایران و آلمان در پشتیبانی از مالکیت امضا می شود. در ۱۳۱۰ قانون ثبت علامات اختراع هم به آن اضافه می شود و هم زمان در قانون مجازات عمومی برای نخستین بار از کپی رایت پشتیبانی می شود که مجازات هایی از ۱۰۰ تا ۵۰۰ تومان برای تکثیر غیرمجاز تعیین می شود. این ماجرا ادامه دارد تا سال ۱۳۴۸ که قانون تقریبا جامعی در این زمینه داریم.

این نماینده مجلس افزود: تنها چیزی که نداریم قلمروی اجرای این قانون برای پشتیبانی از آثاری هست که نخستین بار در ایران انتشار می یابد.  

 او اضافه کرد: در محاسن و آثار مثبت کنوانسیون برن بسیار نوشته و گفته شده هست؛ من جمله این که اگر کشورهایی بخواهند در ایران سرمایه گذاری کنند، معیارشان عضویت در این معاهده هست.

لادن حیدری در ادامه با اشاره به لایحه ای که در سال ۱۳۸۲ به مجلس فرستاده شده، اظهار کرد: هنوز اعتقاد داریم این لایحه احتیاج به اصلاح دارد که دکتر محمود صادقی، مسیولیت این  موضوع را در مجلس برعهده گرفته هست اما یکی از علل عمده نوشتن این لایحه تکثر قوانین در این زمینه بود؛ قوانینی که هیچ شباهتی به هم نداشتند. کوشش کردیم در این لایحه تضمین های اجرایی و ایجاد مقرراتی در راستای جابه جایی حقوق مادی و تکنولوژی روز را مد نظر داشته باشیم که در این زمینه لازم بود به کشورهایی که در این حوزه تجربیاتی داشتند، توجه می گردید. 

 مدیرکل دفتر حقوقی و مالکیت معنوی وزارت ارشاد اضافه کرد: سال ۹۳ پس از ۱۵۰ جلسه کارشناسی لایحه کامل شده به مجلس تقدیم گردید که در آن بیشترین توجه را به حقوق پدیدآورندگان داشته ایم اما اعتقاد دارم چالش کلیدی در عدم رعایت حقوق نویسنده به فرهنگسازی بازمی گردد. ما ماشین دیگری را سرقت نمی کنیم اما کتاب دیگری را کپی می کنیم، آهنگ دیگری را دانلود می کنیم و مشکل این هست که این آثار را به عنوان مال در نظر نمی گیریم. این در حالی هست که خود پدیدآورندگان نیز در پی حقوق خود نبودند و به صورت طبیعی اگرهم افرادی به محکمه های قضایی مراجعه کرده باشند، رأی های شایسته ای دریافت نکرده اند که همین مسأله موجب شده تا فکر کنند توجهی به این مسأله وجود ندارد.

او پس از آن بیان کرد: از سال ۱۳۱۰ قوانین داخلی برای پشتیبانی از نویسنده داشته ایم اما همین قانون چقدر اجرا می شود؟ درحالی که اگر به کنوانسیون برن بپیوندیم، دیگر باید در پی اجرای قوانین برویم و وکیل بگیرید. ما در سال ۳۷ و ۳۸ به کنوانسیون مالکیت صنعتی پاریس ملحق شده ایم اما مورد ها زیادی در راستای اختراع های صنعتی نقض می شود. به همین سبب اعتقاد دارم تنها با ملحق شدن به کنوانسیون برن مشکل ما حل نمی شود.

این جلسه نشانه یک بحران از رابطه نویسنده با اجزای صنعت نشر و بیننده هست.    اکنون امکان دارد ناشران در نوشتن قانون مشارکتی دارا باشند اما بعید می دانم از نظر نویسندگان در تدوین آن استفاده شده باشد؛ درحالی که این مراوده و نظرخواهی ضروری هست.

علاوه بر این دومین نشست تخصصی کپی رایت با عنوان اظهار کرد وگو با ناشران و پژوهشگران با حضور محمود آموزگار، رییس اتحادیه ناشران و کتافروشان استان تهران، رضا هاشمی نژاد، مدیر نشر افق و میر محسن طاهری، حقوقدان برگزار گردید.

یوسف‎زادگان که مدیریت نشست را برعهده داشت، با اشاره به روند تاریخی حقوق کپی رایت و خواندن مقاله‎ ای از چنگیز پهلوان با عنوان «حمایت از پدیدآورندگان و نویسندگان»، اظهار کرد: ۲۸ سال پیش پهلوان در مورد نوع قراردادهایی که بین ناشران و نویسندگان وجود دارد، گفته هست. در برهه سی ساله سخن زده ایم، دو مرتبه هم سی سال بعد سخن می گوییم.

در ادامه محمود آموزگار در مورد موضع ناشران و نویسندگان در  مقابل ملحق شدن به کنوانسیون برن، اظهار کرد:  کنوانسیون برن هم مخالفان جدی دارد و هم قبول کنندگان جدی. دوستانی می باشند  که معیشتشان با ملحق شدن به کنوانسیون برن به مخاطره می افتد و طبیعی هست در مقابل آن موضع می گیرند.  

 او با بیان این که معتقد هست ملحق شدن به کنوانسیون برن توان دارد ظرفیت های زیادی را برای کشور ما ایجاد کند، افزود: بعضی به علت ملاحظاتی که دارند، با این مبحث مخالفت می کنند و بیان می کنند میلیون ها نسخه ویندوز داریم و باید هزینه زیادی پرداخت کنیم اما به این نکته توجه نمی شود که در شرایطی استفاده انجام می شود که یاد گرفتیم به صورت مجانی از آنان استفاده نماییم.  

 آموزگار با اشاره به لایحه حق نویسنده که در مجلس تصویب نشده هست، دنبال کرد: زمان صرف شده به علت لزوم های ارزیابی برای این مبحث نبوده هست. تردیدهایی که وجود داشته به علت آشنا نبودن با روح  حقوق نویسنده بوده هست. البته این لایحه ترجمه ای از لایحه حقوق نویسنده ۱۹۵۳ فرانسه هست. اصل استرداد یا عدول از قرارداد که یکی از حقوق معنوی پدید آورنده هست، نه در قانون سال ۴۸ وجود دارد و نه در لایحه جدید. مولفی که با ناشری قرارداد دارد، این حق را دارد که از آن صرف نظر کند. این چیزی هست که در قانون فرانسه وجود دارد. می اندیشم  لایحه در دست ارزیابی مبحث بسیار مهمی هست. اگر این لایحه تصویب شود، آثار کنوانسیون برن را ندارد؛ در نتیجه افرادی که به دستاویز برن جلوی تصویب لایحه را می گیرند، توجه دارا باشند این لایحه داخلی هست و توان دارند آن را کنسل کنند.

هاشمی نژاد هم در این نشست در مورد جریان ورود انتشارات افق به خرید رایت کتاب توضیح داد و اظهار کرد: نخستین داعیه برای خرید حق رایت کتاب تماما شخصی و انسانی بود و ریشه در یک فکر داشت. کلیدی ترین داعیه برای خرید حق رایت، آشنایی و ملاقات با ناشران بیگانه بود.
 
هاشمی نژاد پس از آن اظهار کرد: تصمیم گیری برای خرید حق رایت کتاب در ایران بسیار دشوار هست. شاید زیادی از ناشران در مقام سخن در پی خرید رایت باشند اما اطلاع چندانی از مشکلات این جریان ندارند.
 
در ادامه مدیرمسئول انتشارات اظهار کرد: یکی از نتیجه های ملحق شدن ایران به کنوانسیون برن ایجاد انحصار هست؛ چون که در کمال تأسف سرمایه داری نتیجه های خودش را دارد.

او افزود: وقتی ناشر حق رایت را خریداری می کند، پایبندی می دهد به متن متعهد باشد اما مبحث سانسور، ناشر ایرانی را در جریان گفتگوها دچار مشکل می کند. یکی دیگر از مشکلات ناشران ایرانی ذی ربط به دریافت مجوز برای انتشار کتاب هست. به عبارت دیگر ناشر، هزینه خرید حق رایت کتاب را پرداخت می نماید اما موفق به دریافت مجوز برای چاپ نمی شود.

   هاشمی نژاد در مورد اثرگذاری خرید حق رایت کتاب بر تعیین نرخ کتاب ترجمه، توضیح داد: وقتی که یورو برابر با ۴۲۰۰ تومان بود، خرید رایت چندان بر تعیین نرخ پایانی کتاب تأثیرگذار نبود. برای برگشت سرمایه تعیین نرخ با توجه به تجدید چاپ کتاب انجام می گردید. گاهی هزار یورو  برای خرید حق رایت پرداخت نموده ایم. مهمترین فایده خرید رایت کتاب، نخست گرایش ناشران به چاپ آثار تألیفی هست. در ایران به شکل تعجب آوری ترجمه بیشتر از کتاب های تألیفی انتشار می یابد. البته باید توجه داشت که آمار کتاب های افست در این ارزیابی محاسبه نمی شود. ناشران بیگانه با توجه به بار مالی چاپ کتاب های ترجمه و پرداخت دو هزینه به ناشر و مترجم در انتخاب کتاب سخت گیری دارند.

هاشمی نژاد دنبال کرد: دومین مزیت با اهمیت خرید حق رایت کتاب ایجاد و تقویت ارتباطات بین المللی هست. طبق آمار فقط ۳۵۰ میلیون نفر از جمعیت جهان زیر پوشش کپی رایت نیستند. این میزان برابر با کمتر از ۵% هست و دو کشور با اهمیت جهان این آمار، ایران و عراق می باشند.
 
او  همچنین در مورد مضرات ملحق شدن ایران به کنوانسیون برن، افزود: عقد قرارداد یکی از سخت ترین مراحل خرید حق رایت کتاب محسوب می شود که نیازمند حضور کارشناسان خبره هست. بعضی از ناشران قراردادهایی منعقد کرده اند که از پیامد آن بی خبر بودند. از سوی دیگر، ناشرانی می باشند که به سبب سختی تعهداتی که قبول کردند، از چاپ کتاب در ایران منصرف گردیدند.

این فعال حوزه نشر یادآور گردید: یکی دیگر از مسائل با اهمیت چاپ کتاب ناشران بیگانه در ایران سانسور هست. در حالی که ناشر ایرانی به سبب منفعت های برای چاپ کتاب حتی با سانسور تمایل زیادی دارد، نویسنده برای پذیرش این مبحث رغبتی نشان نمی دهد. پس بدترین بخش مذاکره گفت وگو در مورد سانسور هست. مذاکره در مورد سانسور در شرایطی دشوارتر می شود که بالغ بر ۹۵ درصد از ناشران سیطره کمی به زبان دوم دارند و یا در مجموعه انتشارات کارمند آشنا به زبان وجود ندارد. حواله پول دومین مشکل برای خرید حق رایت کتاب هست. ارسال گزارش شش ماهه و یا هر ساله در مورد جریان تولید و یا میزان فروش کتاب به ناشر و یا نویسنده بیگانه یکی دیگر از مسائل قابل ملاحظه و دشوار پس از خرید حق رایت کتاب هست. معیار پرداخت پول به ناشر بیگانه میزان فروش هست. هزینه پست کتاب و آغاز مذاکره همزمان به سبب رقابت با ناشران دیگر نیز از کش و قوس های این گفتگوها به شمار می آید.  
 
  او اضافه کرد: مسأله دیگری که وجود دارد این هست طبق معمول ناشران بیگانه تاکید دارد، شمارگان چاپ اول کتاب را معین نماید. به عنوان مثال، تاکید می کنند چاپ اول با شمارگان ۲۰۰۰ نسخه منتشر شود.

او افزود: ناشران ایرانی عادت کردند که به ارزان ترین روش قانون کپی رایت را در ایران اجرا نکنند و اکنون آغاز این جریان بالاتر از تصورات ما بسیار دشوار هست. طبق شرایط ارز، کتاب هایی که با خرید حق رایت منتشر می گردند، ۳۰% بر نرخ آنان افزوده خواهد گردید.

در ادامه برپایی سمینار نشست تخصصی «گفت وگو با نویسندگان، مترجمان و ویراستاران» با حضور امیرحسن چهلتن، حسین سناپور، آبتین گلکار، مهشید میرمعزی و مهناز مقدسی از نویسندگان، مترجمان و ویراستاران و با مدیریت کاوه راد، حقوق دان برگزار گردید.

امیرحسن چهلتن با اشاره بر لزوم سریع برای ملحق شدن ایران به کنوانسیون برن، اظهار کرد: به علل مختلفی باید این کار صورت پذیرد و این مسأله اضطرار دارد. 

 او پس از آن اظهار کرد: امروز ما وارد صحنه جهانی شده ایم. تمام این دکان ها مثل خانه کتاب، باغ کتاب و…  که درست شده اند، همه بازی هست و می اندیشند که وارد شدن به بازار جهانی کتاب هم با رانت شدنی هست اما ادبیات این طور به وجود نمی آید.  

 چهلتن در ادامه بیان کرد: در مواجهه هایی داشتم به این اهتمام دست یافته ام که بدون ملحق شدن به این معاهده همچنان در گوشه محدود خودمان باقی می مانیم. بعضی می اندیشند این مبحث به سانسور رابطه ای ندارد. این در حالی هست که بعضی کتاب ها که در ایران منتشر نمی شود و جای دیگری به چاپ دست یافته اند، به سبب این که چاپ اول آنان در کشورشان نبوده از پاداش های بین المللی کنار گذاشته شده اند، چون باید ابتدا به زبان خودشان منتشر گردند.

آبتین گلکار، مترجم ادبیات روس هم با اشاره به این که قبول کننده ملحق شدن ایران به کنوانسیون برن هست، بیان کرد: دلیل موافقت من هم با این امر، مسئله اخلاقی هست. با توجه به این که ایران به این کنوانسیون نپوسته هست، شاید مرتکب قانون شکنی نشده باشیم اما از نظر قانونی این مسئله به ما عارضه زده هست و قسمتی از سرقت هایی که در انتهاء نامه های دانشگاه ها به وقوع می پیوندد به همین سبب هست. قسمتی از عارضه روزنامه های ما هم همین مسئله هست، در نتیجه ملحق شدن به این کنوانسیون موجب رشد و تولید فکری می شود.

او اضافه کرد: گفته گردید شاید به فرهنگسازی احتیاج نباشد، اما این امر بسیار با اهمیت هست. شاید تا چند سال پیش برای من اجازه گرفتن از نویسنده عادی نبود اما نخستین باری که احساس احتیاج کردم زمانی بود که در نمایشگاه مسکو با ناشران روس رو به رو گردیدم و آنان به چشم دزد به ما نگاه می کردند و من متوجه لزوم فرهنگسازی در مورد این مسأله گردیدم. مسئله دیگر ارزش مادی آثار هست که طبق معمول نمی شود آن را جبران نمود اما وقتی که امکان آن وجود دارد، باید صورت پذیرد. به صورت مثال کتاب «استالین» را ترجمه نمودم که پیروز پاداش کتاب سال گردید و ۱۵ سکه گرفتم. در آن زمان می توانستم ۵ سکه از آن را به نویسنده روس بدهم و اگر با دانش امروز بودم قطعا قسمتی از پاداش را به عنوان جبران مادی به نویسنده روس می دادم.

او با بیان این که نباید همه چیز را به گردن قانون گذار انداخت، اظهار کرد: ما از فاز اخلاقی باید به سمت اجازه حقیقی با پرداخت حق و حقوق مالک اثر برویم و وقتی امکان آن هست باید آن را انجام دهیم. مواردی بوده که من فقط اجازه اخلاقی را گرفتم اما این کار هم در فشار قرار دادن نویسنده هست که می گوییم یا به فارسی چاپ کنیم یا کسی دیگر آن را ترجمه می کند.

گلکار با بیان این که تجربه نشر افق نمایش داد که این مسأله قابل انجام هست، توضیح داد: مسأله نرخ کتاب، سبب موجهی برای نپیوستن ما به کنوانسیون برن نیست. در حقیقت سبب مترجمانی که مخالف ملحق شدن به کنوانسیون برن می باشند، این هست که وقتی که کتابی در کشورهای دیگر سرشناس می شود، مسابقه ناشران آغاز می شود و الزاما قرار هم نیست که ناشران خوب کپی رایت آن کتاب را دریافت کنند و مثل مزایده ای خواهد گردید که هر کسی بیشترین پیشنهاد را بدهد آن را می گیرد؛ امکان دارد با ترجمه ای بد به بازار بیاید ولی دو مرتبه هم این سبب نیست. وقتی ناشر این حق را بخرد، زمان بیشتری برای ترجمه در اختیار دارد و امکان عرضه ترجمه خوب تر نیز وجود خواهد داشت.

این مترجم با اشاره به تجربه اش در ادبیات روسیه اظهار کرد: تجربه روس ها در این زمینه بسیار ارزشمند هست، در روسیه، اساسی به نام پشتیبانی از ادبیات روسی در جهان وجود دارد که علاوه بر حق و حقوقی که به مترجم می دهند و کپی رایت اثر را هم به وی می دهند. من هم یکی دو کپی رایت اثر را گرفته ام و پول آن را بنیاد پرداخته هست. این بنیاد هر دو سال یک بار مترجمان ادبی را به روسیه دعوت می کند و آنجا مترجمان و نویسندگان با هم آشنا می گردند و به شکلی حالت تبلیغ دارد اما به مترجمان خط نمی دهند که چه کسی چه کند و تماما آزاد هست. این کار را شاید دولت انجام ندهد اما نهادهای مردمی توان دارند این کار را انجام دهند و برای روسیه این اتفاق بسیار موثر بود و موجب آشنایی مترجمان با ادبیات امروز روسیه شده هست.

او با بیان این که قبول کننده ملحق شدن ایران به کنوانسیون برن هستم، اضافه کرد: نخستین و مهمترین سبب من، مسئله اخلاقی هست. وقتی که می گردید هنوز با مکاتبه از نویسندگان اجازه گرفت، باید این کار را می کردیم. بجز نشر افق که افرادی متخصص در راستای خرید کپی رایت در آنجا فعالیت می کنند، من هم در مورد کتابی که ترجمه کرده بودم، به ناشر اظهار کردم اگر حق آن را خریداری کنید، ترجمه آن را به شما می دهم که قبول کردند. به صورت مثال «قطار شبانه لیسبون» را که ترجمه آن را نشر افق منتشر کرد، به عنوان نمونه معرفی کردم تا آنان را در این زمینه راهنمایی کنند.

میرمعزی با اشاره به این که به عنوان مترجم، اثر تکراری ترجمه نمی کنم، بیان کرد: باید رودربایستی را کنار گذاشت و من اعلام می نمایم کدام کتاب در کدام نشر ترجمه دو مرتبه شده هست. به طور مثال کپی رایت را خریداری شده اما ناشری دیگر آن کتاب را بدون خرید رایت منتشر نموده هست. موردی بوده که کتاب هایی با همان نام با ظرفیت کمتر چاپ گشته بود یا به صورت مثال کتاب «و نیچه گریه کرد» که نشر نی منتشر نموده جملات را پس و پیش کرده، در حالی که من این کتاب را ترجمه کرده ام. یکی از امتیازهای دیگری که کپی رایت به ما می دهد، داشتن رابطه مستقیم با نویسنده هست. مواردی بوده که نام نویسنده ای یا مواردی در متن وجود داشته که با ایرادی رو به رو گردیدم، با نویسنده رابطه گرفتم و موجب شده ترجمه ارزش بیشتری بگیرد. یا نویسنده ای کتابی را هشت ماه گذشته از انتشار برای من فرستاد و یک مقدمه مخصوص برای چاپ فارسی درج کرد. گفت و گو با تصویر مخصوص برای ایران انجام گردید چون نویسنده می دانست که اثرش چاپ گشته هست.

این مترجم اظهار کرد: وقتی که یک ناشر کپی رایت را گرفته، کتاب را برای ترجمه به هر مترجمی نمی دهد و این مسابقه ترجمه کلا قطع می شود. چه دلیلی دارد که از یک کتاب ۱۷ ترجمه داشته باشد؛ جز این که چون فروش می رود. در حالی که وقتی که به کنوانسیون برن بپیوندیم، کتابخانه ملی اجازه نخواهد داد از آن فاز جلوتر برود. کتاب های هانریش بل را قصد داشتند ترجمه کنند. من قبول نکردم چون پیشتر ترجمه شده اند. نه فقط ناشران ما را جدی نمی گیرند، نویسندگان را هم جدی نمی گیرند. در نمایشگاه بین المللی ترجمه های مختلفی از کتاب ها وجود دارد. این چه نمایشگاه بین المللی هست که چندین ترجمه از یک اثر در آن وجود دارد؟ از سوی دیگر مترجمان هم مجبور به دقت و توجه زیادتر می گردند.

حسین سناپور، نویسنده، دیگر سخنران این نشست اظهار کرد: دیدن همدلی و همزبانی و حساس شدن نسبت به حقوق نویسندگان و مولفان و مترجمان بسیار ارزش دارد و امید دارم به اینجا ختم نشود و پیگیر این مبحث باشد. موردی که برای من جالب بود همه این اشخاص مخالف ملحق شدن به کپی رایت بودند. نکته کلیدی این بود که چند تن از بزرگان ادبیات ما به عنوان نویسنده شاعر و مترجم اغلب از  مخالفان بودند.

او در مورد علل مخالف آنان و حساس بودن نویسنده های حاضر نسبت به این مبحث، بیان کرد: این مبحث دو سبب دارد؛ یکی سبب حرفه ای هست و دیگری پارادایم هست. به نظر می آید عمده نویسندگان و روشنفکران ما تابع آن ذهنیت نیستند. ما تمام صدمات این یاغی گری را  در حوزه ادبیات دیده ایم و الان به اینجا آمدیم که می شود منتقد بود و مسأله داشت اما یاغی گری هزینه های سنگینی برای ما دارد؛ به ویژه هزینه های فرهنگی. سبب دیگر این حرفه ای بودن هست که یکی از آنان ملحق شدن و نپیوستن به قراردادهای جهانی هست که یکی از آنان برن هست و جنجال های زیادی برای آنان اتفاق افتاده هست. این قانون کپی رایت هم قسمتی از آن هست.

او افزود: می اندیشم این ملحق شدن زود اتفاق نیفتد و به ملحق شدن ایران به علت WTO باشد.

سناپور در ادامه با تاکید بر این که باید نسبت به این مبحث حساسیت وجود داشته باشد، اظهار کرد: پیش از انقلاب روشنفکران اثرگذاری منفی روی این مسئله گذاشتند. علاوه بر این آن زمان نشر ما آنقدر پهنه پیدا نکرده بود و ترجمه آن قدر فراوان نبود. نویسندگانی مثل شاملو و ساعدی  مشکلی در برخورد با ناشران نداشتند و با این ظرفیت از نقض قانون ها روبه رو نشده بودند؛ به طور مثال کتاب های صوتی و الکترونیکی. الان این حساسیت ایجاد شده که روز به روز این نقض قانون زیادتر می شود؛ چرا  که ابزارها آن زیادتر شده هست. نکته دیگر هم این که تعداد نویسندگان پیش از انقلاب قابل ملاحظه نبود و در قیاس با الان خیلی کمتر بود به ویژه نویسندگان زن که قابل قیاس با دهه های گذشته نیست.

این نویسنده بیان کرد: الان به کتابفروشی های کوچک بروید، اصلا کتاب ها را ندارند. چون کتابفروشی اصلا جا ندارد و جایی هم که دارد بخش زیادی از آن را به ترجمه ها اختصاص داده اند. کتابفروشی های ما هم جوابگوی این تعداد عناوین نیستند. ۸۰ ۸۰ هزار عنوان کتاب در سال های موخر منتشر گردیده و ما این مقدار خواننده برای این کتاب ها نداریم. کپی رایت همان سختی هایی را درست می کند که آقای هاشمی نژاد اظهار کرد و تعداد عناوین کتاب را کاهش می دهند و در شرایط الان ناگزیر هست چون این قدر خواننده نداریم. کاهش تیراژ کتاب ها به سبب فراوان بودن عناوین هست. خواننده های ما نسبت به افزایش نشر کتاب ها فراوان نشده اند. مگر خواننده چند کتاب توان دارد بخرد یا بخواند در یک هفته؟

مگر خواننده چند کتاب توان دارد بخرد یا بخواند در یک هفته؟او بیان کرد: کپی رایت علاوه بر همه مورد ها خوبی که دارد و جنبه اخلاقی آن از همه مهمتر هست، تعداد عناوین را کاهش می دهند و مترجمان و ناشران بد را از چرخه بیرون می کند. به شدت به سود مولفان هست و به سود ناشران و مترجمان حرفه ای هم هست. در نتیجه تعداد ناشران محدود خواهد گردید و اطمینان دارم چندین هزار نخواهد بود. مگر چه داریم مثل کشورهای اروپایی و دیگر کشورها که تعداد ناشران این مقدار زیادتر باشد؟ انحصار به آن مفهوم ایجاد نمی شود و همان ناشران اندک پولدارتر می گردند و کتاب های با کیفیت تری انتشار می یابد. کاهش تعداد عناوین کتاب، موجب انتخاب مشخص بین کتاب هایی می شود که تیراژ آنان را افزایش می دهد. نویسندگی باید به حرفه تبدیل گردد که بتوانیم از آن ارتزاق کنیم اما نویسندگان آماتور زیادی وجود دارند. باید به سمت حرفه ای شدن برویم و یکی از مهمترین چیزهایی که به ما کمک می کند، کپی رایت جهانی و نه داخلی هست. من می اندیشم سر انجام فشار از خارج موجب این مسئله می شود.

مهناز مقدسی، دبیر انجمن صنفی ویراستاران نیز گزارشی از ویراستاری و تاثیر حقوق نویسنده بر ویراستاری اظهار کرد.

در قسمتی دیگر از مراسم، آبتین گلکار با بیان این که از تقابل بین نویسنده و مترجم را در این سمینار  متعجب شده هست، اظهار کرد: نویسندگان ایرانی، مترجمان را مقابل خودشان نگاه کنند. نمی شود مترجم را مقابل نویسنده قرار داد. بین مترجمان و ویراستاران هم همین وضع وجود دارد. کسی از دیگری بالاتر نیست. می اندیشم اگر کتاب های ترجمه در بازار ایران منتشر نشود، قسمت ادبیات ایرانی در بازار افزایش پیدا نمی کند. برای این که یک کتاب موفق باشد، تمامی عاملان باید کنار هم باشند. شاید یکی از دلیل هایی که داستان فارسی قدری به سطح ترجمه نمی رسد، این هست که نویسندگان نقش ویراستار را خوب نمی شناسند و کتاب را به ویراستار نمی دهند. مسئله دستمزد مهمتر از نویسندگان برای ویراستاران هست. ویراستاران برای این که کارشان کم ارج محسوب نشود ،تبدیل به مترجم می گردند.

چهلتن نیز اظهار کرد: شأن مترجمان در این حد هست که اگر نبودند تمدن شکل نمی گرفت؛ یعنی ترجمه دانش و فرهنگ از یک زبان به یک زبان دیگر بودند که ما در این نقطه فعلی قرار داریم و اگر مترجمی نداشتیم، نویسندگان ما کمتر از این بودند و عمدتا نویسندگان ما متکی می باشند بر متون ترجمه. در مورد حق الزحمه نویسنده و مترجم باید بگویم که حق الترجمه مترجم بسیار کم هست اما در اروپا این طور هست که مترجمان کلمه ای یا سطری حق ترجمه می گیرند که عمدتا ثابت هست. البته شأن نویسنده یا مترجم که حرفه ای هست تفاوت هایی دارند که ناچیز هست و مترجمان اروپایی صنف ضعیفی می باشند اما نویسنده از یک مقدار پایین ترین می گیرد تا بی نهایت که به ارج و قرب نویسنده یا اقبال عمومی بستگی دارد.

سناپور همبازی با اشاره به مخالفت بلقیس سلیمانی مخالفت با ملحق شدن به کپی رایت، اظهار کرد: او بیان کرد که کتاب کم می گردد. اگر به حق و حقوق نویسندگان بیگانه احترام بگذاریم، وضع کتاب های تألیفی خوب تر خواهد گردید و بعضی نویسندگان برایشان این مسأله با اهمیت نیست و بعد کتاب نویسنده ای را راحت سانسور می کنیم و منتشر می کنیم اما خود خانم سلیمانی حاضر هست کتابش بدون اجازه و با سانسور در کشور دیگری منتشر شود؟
اگر به حق و حقوق نویسندگان بیگانه احترام بگذاریم، وضع کتاب های تألیفی خوب تر خواهد گردید و بعضی نویسندگان برایشان این مسأله با اهمیت نیست و بعد کتاب نویسنده ای را راحت سانسور می کنیم و منتشر می کنیم اما خود خانم سلیمانی حاضر هست کتابش بدون اجازه و با سانسور در کشور دیگری منتشر شود؟ نه فقط از حقوق خودمان که از حقوق نویسندگان بیگانه هم دفاع کنیم. یکی از خبرنگاران رفته بود با مارکز گفت و گو کند اما تا اظهار کرد ایرانی هست، بیان کرد گفت و گو نمی کند. ما باید جای اشخاص دیگری هم برای این مسأله شرمسار باشیم اما مهمترین مسأله حرفه ای شدن ما نویسندگان، ناشران و مترجمان هست.

 انتهای پیام

منبع:
اشتراک گذاری

ارسال نظر

گرم طلا
گرم طلا2,800,000-700,00080%
مثقال طلا2,800,000-700,00080%
تمام سکه طرح قدیم2,800,000-700,00080%
تمام سکه بهار آزادی2,800,000-700,00080%
سکه نیم بهار آزادی2,800,000-700,00080%
سکه ربع بهار آزادی2,800,000-700,00080%
دلار آمریکا
شاخص بازار بورس