خبرنما
97 بازدید ۱۳۹۷/۰۸/۲۵

آل حبیب: تهدید ایرانیان به گرسنگی جنایت بر علیه بشریت هست

به گزارش خبرنما به نقل از ایسنا، متن اظهارات اسحاق آل حبیب سفیر و معاون نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل در کمیته سوم پیش از رای گیری در مورد قطعنامه ایده ای حقوق بشر ایران به توصیف زیر هست:

آقای رییس

در یکصد سالی که از مجاهدت ایرانی ها برای حقوق بشر و دموکراسی می گذرد به شکلی دقیق همان نیروهای مخربی که پشت این قطعنامه می باشند تمام توان خود را به کار بسته اند تا آن را ناکام گذاشته یا از مسیر خود منحرف سازند. برپا کردن کودتای نظامی در ۱۹۵۳ بر علیه دولت دموکراتیک ایران، پشتیبانی بی قیدوشرط برای دو دهه و نیم از دیکتاتوری که جانشین آن دولت کردند، پشتیبانی از جنگ نظامی بر علیه ایرانیان در دهه ۱۹۸۰، تامین جنگ افزار ها شیمیایی برای صدام جهت هدف قرار دادن ایرانیان، سرنگونی هواپیمای مسافربری ایرانی و کشتن همه ۲۹۰ سرنشین آن، همدستی با گروهک های تروریستی معروف و برقرار کردن یک جنگ تمام عیار اقتصادی بر علیه ایرانیان در تعارض با قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت و حکم الزام آور دیوان بین المللی دادگستری تنها نمونه هایی اندک از این سیاست ها بوده اند. بواقع از سال ۱۹۵۳ حتی یک روز سپری نشده هست که در آن همین کشورها ایرانیان را آزار و شکنجه نداده باشند.

بزرگترین دشمنان حقوق بشر و دموکراسی کسانی می باشند که از آن به عنوان ابزارهای سیاست خارجی خود بر علیه ملتها و دولت هایی که دوستشان ندارند سوءاستفاده می کنند. برای این کشورها یک دوگانگی بنیادی در مباحث مربوط به حقوق بشر وجود دارد.

برای آنان قربانیان برابر نیستند. در حالی که به کشتن مخالفان صلح جوی سیاسی رضایت می دهند، یک قاتل که عامدا با اتوبوس از روی نیروهای پلیس در خیابانهای تهران رد می شود و آنان را می کشد به صورت علنی از سوی وزیر خارجه آمریکا تقدیر شده و بزرگ داشته می شود. گمان کنید اگر همین شخص جرات می کرد در خاک آمریکا چنین جنایتی را مرتکب شود با وی چه برخوردی می کردند. در واقع مردمانی که توسط این کشورها و متحدان آنان قربانی می گردند شایسته توجه نیستند. این قربانیان بی ارزش از منظر سیاسی را میتوان به فراموشی سپرد. در عین حال هر کسی که به مبارزه با دولت های دشمن برخیزد شایسته تکریم به عنوان فعال حقوق بشر هست. حتی یک فرقه تروریست (در مورد ایران گروهک مجاهدین خلق) را میتوان در عالیترین سطوح سیاسی در واشنگتن برای فشار بر ایران مورد پذیرایی گرم قرار داد.

در عین حال، همین دولت های منافق غیرنظامیان را در حد ژنوساید به کشتن می دهند. تحریم های کشتارجمعی یک جانبه علت فوت تعداد بیشتری از غیرنظامیان در سراسر جهان در قیاس با همه جنگ افزار ها کشتار جمعی در طول تاریخ شده اند. بخش اعظمی از قربانیان کودکان بوده اند. از انجا که این کشتارها نتیجه سیاست های این دولت ها هست قربانیان شایسته توجه نیستند. وزیر خارجه آمریکا در گفتگویی که در تاریخ ۷ نوامبر انجام داد بی شرمانه همه ایرانیان را تهدید به گرسنگی کرد وی اظهار کرد “خوب بخاطر داشته باشید، خیلی خوب، رهبران ایران باید تصمیم دریافت کنند که آیا قصد دارند مردم کشورشان غذا بخورند”. وزیر خارجه آمریکا در گفتگویی که در تاریخ ۷ نوامبر انجام داد بی شرمانه همه ایرانیان را تهدید به گرسنگی کرد وی اظهار کرد “خوب بخاطر داشته باشید، خیلی خوب، رهبران ایران باید تصمیم دریافت کنند که آیا قصد دارند مردم کشورشان غذا بخورند”. استفاده از غذا و دوا به عنوان اسلحه بر علیه غیرنظامیان منحصرا یک نام دارد جنایت بر علیه بشریت. بله جنایت بر علیه بشریت.

واضحا برای مدعیان حقوق بشر حتی کل یک ملت را میتوان برای رسیدن به اغراض سیاسی به کشتن رساند. هجوم بزدلانه تروریستی به شهر اهواز در ۲۲ سپتامبر یک مورد مربوط و پندآموز هست. در این هجوم شهروندان بیگناه متعددی من جمله کودکان کشته شدند. یک گروه جدایی طلب که بیرون از ایران اقامت دارد سریعا مسیولیت هجوم را که از شورای امنیت بعنوان هجوم تروریستی محکوم گردید برعهده گرفت. واکنش بانیان این قطعنامه چه بود؟ در اقدامی چندش آور نام شهر اهواز و بعدا نام گروه تروریستی را بعنوان یک اقلیت به قطعنامه افزودند! چنین حرکتی منحصرا به معنای مراقبت و شناسایی گروههای تروریستی در پوشش قطعنامه حقوق بشر هست. هرچند اقدام ذکر شده انزجار برانگیز بود ولی ما از این نحوه برخورد با قربانیان تروریسم در خیابانهای اهواز تعجب نکردیم. خجالت آور هست!

چراکه بانیان قطعنامه آنان را شایسته توجه نمی دانند ولی تروریست هایی که آنان را به کشتن رسانده اند مستوجب پشتیبانی و شناسایی بعنوان فعال حقوق بشر یا اقلیت قومی می باشند.   خجالت آور هست!دوگانگی ذکر شده دموکراسی را هم دربردارنده می شود: دموکراسی قابل قبول در برابر دموکراسی غیرقابل قبول.   انتخابات با توجه به احتیاج سیاست خارجی این دولتها توان دارد حقیقی یا تقلبی باشد.   

وقتی مردم در کشورهایی که مشتری آنان می باشند تا ابد با صندوق رای و دموکراسی خارجی نگهداشته می گردند انتخابات در کشورهای دشمن غیر شرعی و تقلبی خوانده می گردند چون که رای مردم علائق و اولویت های سیاست خارجی وی را منعکس نمی کند.   همچنین صداهایی هست که باید شنیده شود و صداهایی که ارزش شنیده شدن ندارند. صدای انگشت شمار افرادی که در خیابانهای ایران مشغول خرابکاری و هجوم به جایگاه ها پلیس بودند شایسته شنیده شدن و حتی طرح در شورای امنیت بود در حالیکه خفه کردن صدای مخالفین در دولتهای مشتری هیچ نگرانی را علت نمی توان. حتی بدتر اینکه این مدعیان منافق تماما در برابر صدای شکستن میلیونها نفر که برای هفت دهه در فلسطین تحت اشغال خارجی زندگی می کنند تماما کر می گردند. صداهایی برای آنان مرجح هست که برای سیاست خارجی وی مفید باشد. علی ایحال اشتهای کمی در شنیدن صدای کودکان مهاجری دارند که در قفس محبوس شده اند یا قربانیانی که در هجوم آمریکا به هواپیمای مسافربری ایران در خلیج فارس جان خود را از دست دادند.

قربانیان آن هجوم وحشیانه که در پشتیبانی از متحد آن روز آنان صدام بعمل آمد من جمله دهها کودک هرگز مجال نیافتند تا از حقوق بشر خود از مقام های آمریکایی یا فرمانده ناوی بپرسند که بی شرمانه توسط واشنگتن بخاطر انجام این جنایت های مدال افتخار گرفت. برای این مدعیان ازخود راضی استقلال و حاکمیت نیز منحصرا برای قدرتمندان معتبر هست. برای آنان مداخله در دیگر کشورها اگر توسط وی یا نوکرانشان انجام شود بلامانع هست. آمریکا برای مدت طولانی در پروسه های دموکراتیک در ایران مداخله کرده هست نه برای پشتیبانی از آن لکن برای خراب کردن آن و برای برگرداندن دیکتاتوری. حتی امروز هم بزرگترین متحد آمریکا بر علیه دموکراسی در ایران یک فرقه معروف تروریست هست.

حتی امروز هم آمریکا بزرگترین دشمن دموکراسی و حقوق بشر در تمام خاورمیانه من جمله ایران هست. در همین راستا صدای جامعه مدنی باید تشویق و شنیده شود مشروط بر آنکه بر علیه دولتهایی کار بکنند که وی دوستشان ندارند. آنان به خود حق می دهند از جامعه مدنی سوء استفاده نمایند من جمله اینکه آنان را ایجاد نموده و بی دریغ تامین مالی نمایند تا در خدمت نهادهای جاسوسی و اغراض سیاست خارجی وی باشد. درغیراینصورت باید این صداها را ساکت کرد. نکته ای درس آموز!

آمریکا مکررا مانع مقام مشورتی سازمانهای مردم نهاد ایرانی در سازمان ملل می شود در حالیکه برای یک نهاد ضدایرانی که وزارت خارجه آمریکا آنرا ایجاد نموده و هنوز تامین مالی می کند حتی به رای گیری در اکوسوک متوسل گردید. نکته ای درس آموز!آزادی بیان تا وقتی که منفعت های امریکا و همپیمانانش را ضمانت می کند مورد پشتیبانی قرار می گیرد. در غیر این صورت، تحت عنوان تهدید برای امنیت ملی تشریح شده و خفه می شود. در ماه اوت ۲۰۱۸، صدها حساب رسمی مربوط به ایرانیان توسط شبکه های اجتماعی تحت فشار آمریکا مسدود گردید. چرا؟ چون آنان جرأت کرده بودند در مورد اسرائیل افشاگری کنند. چه گناه نابخشودنی!

بر همین اساس، دولتهای غربی کشف راز توسط شرکت های اینترنتی را یک حرکت مشروع و قانونی برای مراقبت از امنیت ملی خود تشریح میکنند، در حالی که اقدام دولت های مستقل برای جلوگیری از سوء استفاده از شبکه های رسانه های اجتماعی از سوی تروریست ها و خرابکاران توسط همان کشورها به عنوان نقض حق حریم شخصی تلقی می شود!

در حالیکه هزاران حساب و روبات ضد ایرانی، به صورت آزاد در حال پمپاژ کردن خبر ها نفرت افکنانه و نادرست بودند، آنان به بحث در مورد جنایت های اسرائیل در فلسطین مبادرت می کردند. چه گناه نابخشودنی!عدم پیوستگی موضع های و استانداردهای دوگانه در مشی بانیان کلیدی این قطعنامه به آنچه که اشاره شد محدود نمی توان.

سیاست خارجی آنان به صورت پیش فرض طبق ریاکاری بنیاد نهاده شده و اجرا می شود. طبق بررسی سال ۲۰۱۸ گزارشگر مخصوص سازمان ملل متحد در مورد خشونت بر علیه بانوان، خشونت بر علیه بانوان در کانادا همچنان “مشکلی جدی، فراگیر و سیستماتیک است”. او به صورت مشخص اظهار می دارد “بانوان بومی در جوامع خود و در سطح ملی، واضحا از تبعیض رنج می برند”. گزارشگر مخصوص خشونت نسبت به بانوان می افزاید که “کانادا نمونه روشنی هست که در آن دموکراسی از سوی هواداران نژادپرستی و آپارتاید به یغما رفته هست.” طبق بررسی سال ۲۰۱۸ گزارشگر مخصوص سازمان ملل متحد در مورد خشونت بر علیه بانوان، خشونت بر علیه بانوان در کانادا همچنان “مشکلی جدی، فراگیر و سیستماتیک است”.  او به صورت مشخص اظهار می دارد “بانوان بومی در جوامع خود و در سطح ملی، واضحا از تبعیض رنج می برند”. گزارشگر مخصوص خشونت نسبت به بانوان می افزاید که “بانوان بومی بطور نظام مند، چندگانه و سیستماتیک با اشکال متفاوت تبعیض رو به رو اند و به وسیله ناکارآمدی دولت به حاشیه رانده شده و یا دچار فقر می گردند. ” علاوه بر این نحوه رای دادن کانادا در سازمان ملل متحد وقتی به سیاست های اسراییل -که ذاتا ناقض اصول اولیه حقوق بشر است- مربوط می شود بسیار روشنگر و افشا کننده هست.

 قطعنامه به دنبال قطعنامه، سال به دنبال سال، یکی بعد دیگری در نیویورک و در ژنو نتیجه های رأیها حکایت از پشتیبانی بدون قید و شرط کانادا از اسرائیل در نقض فاحش حقوق بشر دارند. ظاهرا، برای کانادا سرنوشت میلیونها نفر از قربانیان تعرض اسرائیل اهمیتی ندارد و اسرائیل بعنوان ناقض حقوق بشر مستحق مراقبت، مصونیت و پشتیبانی بی حد و حصر هست.

کانادا همچنان بر عرضه قطعنامه ایران اصرار بی فایده می ورزد، با در نظر داشتن این حقیقت که اسرائیل، آخرین رژیم آپارتاید جهان، یکی از حامی های کلیدی آن هست. کانادا جائیکه که طبق یک نظیر معروف زن و بومی بودن در آن یک خطر به شمار می رود، کانادا جائی که سرنوشت هزاران زن بومی غیب گردیده همچنان بعنوان یک راز باقی مانده هست، کانادا کشوری که در آن قربانیان عقیم سازی اجباری معلولین همچنان عذاب می کشند، کانادا کشوری که جدیدا پناهگاه و محل امنی برای مفسدین و دارایی های متاثر از فساد و اختلاس از کشورهایی چون ایران شده هست، کانادا کشوری که صادرات اسلحه آن مسئول فوت و خراب کردن در منطقه های بحرانی در سراسر جهان هست و کانادا کشوری که تا سرحد امحای کامل جمعیت بومی خود رفته هست برای ایرانی سخنوری می کند که در تاریخ طولانی خود هرگز اقدام به برده داری، استعمار دیگر ملت ها و از میان بردن جوامع بومی نکرده و هرگز از پیروزی نژادی پشتیبانی نکرده هست. خنده دار هست که کانادا و بعضی دیگر که همه این جنایت های تاریک را در تاریخ بسیار کوتاه خود ثبت کرده اند، با گستاخی به موعظه ایران می پردازند.

جمهوری اسلامی ایران مفتخر هست که بر مردم خود بعنوان تنها ضامن امنیت و توسعه اش تکیه دارد. مشروعیت و امنیت جمهوری اسلامی ایران از صدای مردم و رای مردم گرفته می شود. پایبندی ایران به ترویج و پشتیبانی از حقوق بشر، ذاتی، حقیقی و عمیقا ریشه در راستای های فرهنگی و تاریخی کشور دارد. علی رغم دشمنی بی پیشینه قدرتمندترین کشورهای جهان طی چهار دهه گذشته، جمهوری اسلامی ایران با موفقیت استوار ما بقی هست. دولت جمهوری اسلامی ایران مفتخر است که ارتقاء حقوق بشر شهروندان خودش را تنها یک مسیولیت قانونی و اخلاقی نمی بیند لکن آنرا قسمتی از امنیت ملی کشور می داند. در چهار دهه گذشته، صدای مردم، از طریق صندوقهای رای، حیاتی سیاست های کلی کشور در امور داخلی و خارجی بوده هست.

صرف نظر از چالش ها، هرگز از شور ایرانی ها برای دستیابی به حقوق بشر و شوق ایرانی ها برای دموکراسی کم نخواهند گردید و البته هرگز در مورد شأن و منزلت خود خرید و فروش نخواهند کرد. ما ثابت کرده ایم که حقوق بشر اولویت ما هست، این قسمتی از اولویت امنیت ملی ما هست. مشابه دیگر کشورها، کمبودها امکان دارد وجود داشته باشد و ما مصمم به حل آنان هستیم، با این وجود، این در حد افرادی که به صورت سنتی و به لحاظ تاریخی و عملی از استعمار، بردگی، نژادپرستی و آپارتاید پشتیبانی می کنند نیست که برای ایران در مورد حقوق بشر سخنوری نمایند.

این قطعنامه و این نمایش سیاسی حاکی سیاسی کاری و عدم صداقت بانیان آن هست و علاوه بر این معلوم می سازد که گاهی تصمیم های سازمان ملل توان دارند چقدر نسبت به حقیقت های روی زمین نامربوط باشند. جمع کردن رای از سوی بانیان کلیدی قطعنامه با توسل به فشار و ارعاب نسبت به دیگر کشورها توهینی دیگر به مبحث حقوق بشر هست.

انتهای پیام

منبع:
اشتراک گذاری

ارسال نظر

گرم طلا
گرم طلا2,800,000-700,00080%
مثقال طلا2,800,000-700,00080%
تمام سکه طرح قدیم2,800,000-700,00080%
تمام سکه بهار آزادی2,800,000-700,00080%
سکه نیم بهار آزادی2,800,000-700,00080%
سکه ربع بهار آزادی2,800,000-700,00080%
دلار آمریکا
شاخص بازار بورس